اعجازهای علمی قرآن

قرآن، معجزه ی پیامبر اسلام است. قرآن کتابی است که از طرف خداوند بر بندگانش نازل شده است. این کتاب سرشار از مفاهیم علمی است و هر چه علم به جلوتر می رود رازهای قرآن آشکار می شود. من امروز قصد داریم برخی از این اعجازهای علمی قرآن را بگویم:

فاصله ستارگان

فَلا اُقْسِمُ بِمَوَاقِع النُّجُومِ – وَ إنَّهُ لَقَسَمٌ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِیمٌ – إنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ

واقعه: ۷۵-۷۷

” به فواصل ستارگان سوگند یاد می کنم – سوگندی ه وقتی فواصل را دانستید سوگند بسیار بسیار بزرگی خواهد بود – که این قرآن، قرآن پرباری است “

نکات آیات:

  1. فواصل میان ستارگان سرسام آور است

  2. روزی انسان فواصل ستارگان را اندازه خواهد گرفت و آنها را خواهد دانست

۱٫ فواصل میان ستارگان سرسام آور است:

در زمان حضرت محمد (ص) انسان می دانسته که ستارگان خیلی از ما دور هستند. ولی اینکه فاصله آنها بسیار بسیار زیاد است طبعا کسی چیزی نمی دانسته است.

فاصله خورشـید تا نزدیکترین ستاره تقـریباً ۴ سال و ۴ ماه نوری است. یعنی نور که ۳۰۰۰۰۰ کیلو متر در ثانیه میرود، ۴ سال و۴ ماه طول میکشد تا به آن ستاره برسد.

سیروس کـه یکـی ازنزدیکترین ستاره ها به خورشید است ۸،۷ سال نوری دور است. نوری که ما از آن می بینیم تقریباً ۹ سال پیش آن ستاره را ترک کرده است.

مواقع نجوم بمعنی فاصله ستاره ها نسبت به همدیگر نیز هست. چنانکه در تصویر میبینیم ما آنها را نزدیک بهم می بینیم، در حالیکه اینطور نیستند. بلکه فاصله های سرسام آوری از هم دارند.

۲ــ روزی انسان فواصل ستارگان را اندازه خواهد گرفت و آنها را  خواهد دانست:

فعلاً انسان  فواصل ستارگان را اندازه گیری می کند و آنها را می داند.

آفرینش منظومه شمسی

أأنتُمْ أشَدَّ خَلْقاً أم السَّمَاء بَنَاهَا – رَفَعَ سَمْکهَا فَسَوَّاهَا – وأغْطَشَ لَیْلَهَا وَ أخْرَجَ ضُحَاهَا

نازعات: ۲۷-۲۹

بَدیعُ السَّمواتِ وَ الاَرضِ

انعام ۱۰۱

«آیا آفرینش شما مشکل تر است یا منظومه شمسی؟ جوانب آن را بهم آورده غلظت آنرا بالا برد  و آنرا ساخت ـــ و شب و روز را برای آن درست کرد»!  « زمین و سیارات را نوآوری نمود».

نکته: (واژه «سَـمْـک» به معنی: غـلظت و تراکم و کـلـفــتیِ بهـم برآمده است. یعنی جمع و جور و کلفـت و متراکم شده. و واژه «رَفع» در آیه نیز به معنی: “بالا بردن و افزایش دادن” است که از معانی آن است).

نکات آیات:

  1. بالا بردن غلظت منظومه شمسی و درست کردن آن.
  2. مرده بودن و دوباره پا گرفتن منظومه شمسی.
  3. درست کردن شب و روز برای منظومه شمسی.

۱- بالا بردن غلظت منظومه شمسی و درست کردن آن:

مـنـظـومـه شمسی ما که حدوداً ۵ میلیارد سال عمر دارد در ابـتدا ابر بوده که شامل دود و گاز و خاکستر و غبار و برخی عناصر بوده، و در فضای منظومه شمسی پراکنده بوده است. بعد بادی که ظاهراً مـوج ناشی از انـفـجار سـتـاره ای بـوده ابعاد و جوانب آن را بهم آورده  و مـنـظـومـه شـمـسی بصورت یک دیسک در آمده بوده که بدور خود می چرخیده است. بعد در قـسـمـت مرکزی آن ابر که کلفـت تر بوده، نـیروی جاذبه مـواد بیشتری را جـذب نـمـوده و در آن ناحیه متراکم گرمای لازم برای ایجاد واکنشهای هسته ای فراهم گشته و خـورشـیـد شکـل گرفـتـه است. و در اطراف آن حـلـقـه هـای دیگری از گاز و غـیره به چرخش در آمده که رفـته رفـته به کره های بزرگتری تبدیل شده اند که همان سیارات فعلی منظومه شمسی باشند.  (در رابطه با پیدایش منظومه شمسی چندین نظریه وجود دارد و ما طبعاً آنکه با آیات قرآن می خواند را می گیریم).

در سوره انبیاء آیه ۵۶ می خوانیم: «رَبُّـکُـمْ رَبُّ السَّـمـواتِ وَ الْاَرْضِ الـَّـذی فـَطـَرهُـنَّ = آفریدگار شـما آفریدگار سیارات و زمین است که آنها را از درون (از مرکز) درست کرد»! « فـطـر» از جمله به معنی: “از درون و مرکزیت خود برآمدن، شکل گرفـتن، و درست شدن” است. هر کره ای نیز وقتی می خواهد درست بشود، در ابتدا در مرکز آن نیروی جاذبه آغاز به جذب مواد بدور خود می کند و رفته رفته بزرگ و بزرگ تر مـی شود و به این شکـل کره شکل می گیرد.

۲ــ مرده بودن و پا گرفتن منظومه شمسی:

کسانی که به خدا معتقد نبوده و نیستند از جمله می گفـته اند و می گویند که: وقـتی مـا می میرویم دیگر زنده نمی شویم. خدا زنده نمودن موارد گوناگونی را در قرآن برای آنها مـثال زده است. در ایـنجا زنده نـمـودن مـنظـومه شمسی را مثال زده و گـفـته: آیا آفـرینش شما مشکـل تر است یا منظومه شمسی؟ این به این معنی است که مـنـظـومـه شمسی مرده بوده و دوباره به حیات و زندگی برگردانده شده است.

و در آیه ۱۰۱ سوره انعام نیز گفته که خدا بدیع زمین و سیارات است. بدیع بمعنی: نوساز، نوآور، نوین پرداز و مواردی از این قبیل است (هم خانواده واژه «ابداع» است). و این موضوع از جنبه ضمنی و تلویحی به این معنی است که زمین و سیارات پیش از این چیزِ دیگری بوده اند و وضعیت فعلی آنها، شکل نوآوری شده آنست.

مـنـظـومـه شمسی در واقـع در اصـل جـرم و انرژی مربوط به لاشه یک ستاره بسیار بزرگ غول آسائی بوده که مرده و لاشه آن بصورت ابر در فضای مـنظومه شمسی پراکنده شده بوده است. و منظومه شمسی فعلی نوآوری آن است.

۳ـــ درست کردن شب و روز برای منظومه شمسی:

منظور از شب و روز درست کردن برای منظومه شمسی شب و روز  درست کردن برای سیارات آنست. و شب و روز در سیارات ناشی از گردش آنها بدور خود و وضعیت محور آن نسبت به خورشید است. وقتی محور سیاره به موازات خورشید قرار  می گیرد با چرخش سیاره بدور خود باعث ایجاد شب و روز می شود. ولی در صورتی که محور زمین یا هر سیاره دیگری عمود بر خورشید قرار می گرفت شب و روز ایجاد نمی شد هر چند سیاره بدور خود نیز می چـرخید. مثلاً اگر قطب شمال زمین رو به خورشید می بود قطب شمال همیشه روز می بود و قطب جنوب همیشه شب، هر چند زمـیـن بدور خود نیز می چرخید.

مطرح کردنِ “درسـت کـردن” شب و روز برای منظومه شمسی برای استدلال به حساب و کتاب داشتن و برنامه ریزی شده بودنِ ایجاد “شب و روز” در آنست. و این چیزی است که با عـلـم نجوم عـصر محمد کـه در آن زمین مرکز عالم بود و خورشید بـدور آن می چرخید نمی خواند. چون در صورت گردش خورشید بدور زمین ایجاد شب و روز امری طبیعی می نمود، ولی در صورت گردش زمین بدور خود و بدور خورشید است که در صورت قرار نگرفـتن درست محور زمین و سیارات نسبت به خورشید شب و روز در آنها ایجاد نخواهد شد.

فاصله گرفتن سیارات و زمین از همدیگر

اَوَلم یَرَ الَّذینَ کَفرَوُا اَنَّ السَّمواتِ وَ الارضَ کانَتا رَتقاً فَفَتَقناهُما

انبیاء ۳۰

اَللهُ الَّذی رَفَعَ السَّمواتِ بِغَیرِ عَمَدٍ تَرَونَها

رعد ۲

وَ السَّماءَ رَفَعَها وَ وَضَعَ المیزانَ

رحمن ۷

«آیا کسانیکه بخدا ایمان ندارند نمی توانند ببینند کـه زمین و سیارات منظومه شمسی در آغاز “بهم چسبیده” بـودند بعد آنها را با نیرو از هم باز کردیم»؟

«خدا آنست که سیارات منظومه شمسی را با ستونهائی که آنها را نمی بینید بلند کرد».

«و سیارات منظومه شمسی را بلند کرد و در آن ( در منظومه شمسی) تعادل ایجاد نمود».

نکات آیات:

  1. زمین و سیارات در ابتدا به هم متصل بوده اند، بعد از هم باز کرده شده و بلند کرده شده اند.
  2. میان سیارات ستونهای نامرئی وجود دارد.
  3. میان سیارات تعادل وجود داد.

۱ـــ زمین و سیارات در ابتدا به هم متصل بوده اند و بعد از هم باز کرده شده و بلند کرده شده اند:

چنانکه پیش از این آمد خورشید و سایر سیارات منظومه شمسی در ابتدا در کـنـار هـم شکـل گرفته بوده اند  و بعدها از هم فاصله گرفته اند. علت اینکه قرآن دور شدن آنها را “بلند کردنِ” آنها توصیف نموده  این است که بالای ما قـرار دارنـد و دور شـدن آنها نسبت به ما حالتِ “بلند شدن و بالا رفـتنِ آنها”  دارد.

۲ـــ میان سیارات ستونهای نامرئی وجود دارد:

سیارات منظومه شمسی با نیروی جاذبه که انسان آنرا بصورت ستونهای از موج تصور می کند و به شکـل سـتـون آنـرا رسم می کند با هم نگـهـداشته شده اند.

۳ـــ میان سیارات تعادل وجود دارد:

عـلـتِ کشیده نشدن سیارات بطرف همدیگر و یا هل ندادن همدیگر وجود نیروی جذب و دفع متعادل میان آنها است. مثلاً خورشید زمین را بـطرف خود می کشد و زمین در حرکت خود دور خورشید که رو به دور شدن از از خورشـیـد است خود را از خورشید دفع می کند (که به آن نیروی گریز از مرکز گفته می شود). نیروی کشش خورشید و دفع زمین به یک اندازه است، به این خاطر نه خورشید می تواند زمین را بطرف خود بکشد و نه زمین از مدار خود دور خورشید خارج شده و به بیرون از منظومه شمسی برود. از آنجا که زمین در مداری شبه بیضی دور خورشید می گردد هنگامی که به خورشید نزدیک می شود سرعت آن بیشتر می شود، در نتیجه نیروی دفع (نیروی گریز از مرکز) آن نیز بیشتر می شود که برابر می شود با نیروی جاذبه بیشتر شده خورشید، و هنگامیکه از خورشید دور می شود و نیروی جاذبه خورشید کمتر می شود سرعت حرکت آن نیز کمتر می شود، و به این شکل همیشه نیروی جذب و دفع (نیروی گریز از مرکز) برابر است. این وضع در رابطه با همه اجرامی که در مرکز هستند و اجرامی که در مداری دور آنها می گردند صادق است، مانند زمین و ماه.

وجود ۱۱ سیاره

قالَ یُوسِفُ لابیهِ یا اَبَتِ إنّی رَایتُ أحَدَ عَشَرَ کُوکَباً وَ الشَّمسِ وَ القَمَرَ رَأیتهُم لی ساجدینَ

« یوسف به پدر خود گفت: پدرم! من یازده سیاره دیدم و خورشید و مـاه را دیدم که برای من سجده می کرده اند».

یوسف ۴

نکـتـه آیـه:

  1. یوسف ۱۱ سیاره دیده است:

“خورشید” و “ماه” که یوسف در خواب دیده پدر و مادر وی (کـه مادر وی در واقع خالـه وی بوده) می باشد. و ۱۱ سیاره ۱۱ برادر وی می باشد، ولی دیدن ۱۱ سیاره الـزاماً به این معنی است کـه یازده سیاره برای دیده شدن می بایست وجود داشـته باشد.

در زمانی که یوسف این خواب را دیـده (یعـنی ۲۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح)،  تا زمان محمد و همینطور تا پیش از اختراع تلسکوپ، انسان فـقـط سیاراتی را که بچشم می دید می شناخت. یعنی عـطارد، زهره، مریخ و مشتری.http://www.quranology.com/t-ketab/manzoome.shamsi/sayyarat-farsi.GIF

هـفتمین سیاره (اورانوس) در سال ۱۷۸۱ کشف شد ــــ نپتون (هشتمین سیاره) در سال ۱۸۴۶ ـــ و پلوتون (نهمین سیاره) در  سال ۱۹۳۰٫ مجموع سیارات منظومه شمسی که فعلاً انسان آنها را می شناسد ۹ تا است.

در سال ۱۹۹۲ انـسـان یـک سـیاره یخی کوچکی را در خارج از حومه پلوتون کشف کرد. و از آن پس ۱۵ سیاره کوچک دیگر را در همان نواحی پیدا کرده، ولی فعلاً مشغـول بررسی آنهاست که آیا سیاره هستند یا سیارک و یا چیز دیگری.

در سال ۲۰۰۳ سیاره دیگری کشف شد که بعدها بعنوان دهمین سیاره شناخته شد. جرم آن حداقل به اندازه پلوتون است و فاصله آن از خورشید بیش از دو برابر فاصله پلوتون از خورشید است.

خورشید

وَ الشَّمْس وَ ضُحَاهَا – وَ الْقَّمَرِ إذا تَلَاها – وَ النَّهَارِ إذا جَلاهَا – وَ اللیْل إذا یَغْشَاهَا

شمس ۱-۴

« سوگند به خورشید و پرتو آن ــ و به ماه وقتیکه آنرا بازتاب می دهد ــ و به روز وقتیکه آنرا متجلی می کند ــ و به شب وقتیکه آنرا می پوشاند»

نکته آیات:

روز پرتو خورشید را متجلی می کند و شب آنرا می پوشاند:

تصویری که می بینیم تصویر کره زمین است که از فضا گرفته شده است. چنانکه می بینیم فضا در اصل سیاه و تاریک است، هر چند نور و پرتو خورشید در فضا وجود دارد اما متجلی نیست، ولی آن بخشی از زمین که روبروی خورشید قرار دارد و روز نامیده می شود آن را متجلی می کند. که ارتفاع آن حدوداً ۱۰۰ کیلومتر از جـو است. و با چرخش زمین و رفتن روز بجای شب، شب آن بخش متجلی پرتو خورشید را می پوشاند.

حرکت خورشید

وَ الشَّمسٌ تَجرى لِمُستَقَرٍّلَها

یس ۳۸

«و خورشید در قرارگاه خود در حرکت است»!

نکـتـه آیـه:

خورشید در قرار گاه خود در حرکت است:

واژه « مُـسـتـقـر» به معنی: جای ثابت و مشخصی است که شئ یا فـرد در آن است ضمن اینکه به اینطرف و آنطرف نیز رفت و آمد می کند. خورشید همانطور که آیه توصیف می کند در «مستقـر» خود در حرکت است.

«مستقـر» آن مـرکـز مـنـظـومـه شمسی است که جای ثابت و مشخص آن است. و حرکت آن از جمله حرکت آن بدور خود است که هر ۲۷ تا ۲۸ روز یک دور است و حرکت دیگر آن حرکت در مداری در کهکشان راهشیری اسـت که با سرعـت ۹۰۰۰۰۰ کـیلومـتر در ساعت در آن در حرکت است و ۲۲۵ یا ۲۵۰ میلیون سال طول می دهد تا آن را طی کند و کل منظومه شمسی را نیز با خود دارد. بنابر محاسباتی که فعلاً وجود دارد خورشید تا کنون ۱۸ دور در مدار خود دور زده است.

(بنابر عـلم نجوم عصر پیامبر: زمین مرکز جهان بود و خورشید و سیارات بدور آن می چرخیدند. این تئوری تا سال ۱۵۴۳  بقوت خود باقی بود. ولی قـرآن خورشید را در «مستقـر» خود (که مرکز منظومه شمسی باشد) در حرکت بیان کرده است).

ماه و خورشید در تناسب می باشند

اَلشَّمسُ وَ القَمرٌ بِحُسبانِ

رحمن ۵

« خورشید و ماه در تناسب هستند».

چه تناسبی میان ماه و خورشید وجود دارد؟

قطر خورشید ۱۴۰۰۰۰۰ کیلومتر است قطر ماه ۳۵۰۰ کیلومتر. فاصله خورشید تا زمین ۱۵۰۰۰۰۰۰۰ کیلومتر است. و یکی از فاصله های متوسط ماه تا زمین ۳۷۵۰۰۰ کیلومتر است.

تناسبی که مـیان آنها وجـود دارد این است که: قطر خورشید ۴۰۰ بار از قطر ماه بزرگ تر است و ۴۰۰ بار نیز از ماه  دورتر است! به این خاطر تقـریباً به یک اندازه به نظر می آیند و در خسوف کامل تقـریباً بر هم منطبق می شوند.

نور خورشید نور اصلی و نور ماه نور بازتابی است

هُوَ الَّذى جَعَلَ الشَّمسَ ضِیاءً وَ القَمَرَ نُوراً

یونس ۵

«اوست که خورشید را نور اصلی و ماه را نور بازتابی قرار داد».

«ضیاء و ضوء» درخشش و تابشی است که از خود شئ ساطع می شود، مانند تابش و درخشش چراغ و شمع. و «نور»  روشـنـائی و تابـشی است که از خـود شئ ساطع نمی شود بلکه بازتاب تابش ضیاء است. و اینکه آیه می گوید: خـورشـیـد «ضیاء» است و ماه «نور»، به این معنی است که تابش خورشید از خود آن است ولی تابـش ماه از خـود آن نیست بـلـکه بازتاب تابش خورشید است. (این موضوع در سوره نوح و به نقـل از حضرت نوح آمـده. یعـنی وی چند هـزار سال پـیش از میلاد حضرت مسیح به مـردم گـفـتـه بـوده که: تـابـش خـورشید از خود آن و تابش ماه بازتاب تابش خورشید است. ولی مردم طـبـق معـمـول بوی می خندیده اند).

خشکی ها از هم دور شده

وَ الارضَ مَدَدناها

حجر ۱۹

«و خشکی ها را دور بردیم».

خشکیهای زمین پس از شقه شقه شدن رفته رفته از هم دور شده اند. در ابـتـدا انـسـان مـتـوجه انطباق خشکیها به هم شد  و پس از بررسی آن نتایج زیر بدست آمد:

ـــــ سـنگـهای نواحی غربی اروپا و آفریقا با سنگهای نواحی شرقی آمریکا هم عمر و هم نوع بودند. و نـتـیجه این می شود که این دو نقـطه زمانی پیش هم بوده اند.

ـــــ مواد و عـناصری که در حفاری در نقطه ای در غرب قاره آفریقا پیدا و بررسی شـد، با مواد و عناصری که در نـقطه معادل آن در شرق قاره  آمـریکا پیدا شد یکسان بود. و نتیجه این می شود که این دو نـقـطـه زمـانی در یک جـا و کـنار هم بوده اند.

ـــــ با تصویر بـرداری نمـودن از اعـماق اقـیـانـوس اطـلـس یک خط سراسری در وسط اقیانوس کشف شـد که مـواد مـذاب درون زمین را بیرون میریزد و اقیانوس را به دو قسمت تقسیم میکند و طرفـین خود را از هم دور می کند.

از زمین کم می شود

اَوَلم یَرّوا أنًّا نأتِىَ الارضَ نَنقُصُها من أطرافِها

رعد ۴۱

«آیا نمی بینند ما رفته رفته از زمین از اطراف آن کم می کنیم»؟

نکـتـه آیـه:

از زمین از اطراف آن رفته رفته کم می شود:

زمین در واقع چنان که قــرآن مـطـرح کرده پـیـوسـتـه در حال کم و کاسته شدن است. پیوسته گاز و گرما و انرژی از جو زمین خارج می شود و به فضا می رود، و رفته رفته از حجم و انـدازه آن کاسته میشـود. طوریکه تخـمین زده می شود، زمین در آغاز پیدایش خود حجمی تقـریباً ۲۰۰۰ بار بزرگ تر از حجم کنونی خود داشته است.

از آنجا که از خورشید پیوسته کم میشود از زمین نیز پیوسته کم می شود تا تعادل میان جاذبه و دافعه میان خورشید و زمین ثابت بماند. در زمان پیامبر کسانی بوده اند که می گفته اند: جهان از ازل هـمینطور بوده و همینطور نیز خواهد ماند،  و آغاز و خالـقی  ندارد. آیه کم و کاسته شدن از زمین را برای آنها دلـیـل می آورد که “از ازل اینطور نبوده و اینطور نیز نخواهد ماند”. به این معنی کـه: “در صـورت از ازل بودن همه چیز، از آنجا که از زمین رفـته رفته کم و کاسته می شود، منطقـاً زمین نمی بایست و نمی تواند از ازل بوده باشد ولی هنوز تمام نشده باشد”.

پایین ترین سطح خشکی زمین

« رومیان در پائین ترین سطح زمین شکست خوردند ولی پس از شکست خود پیروز خواهند شد. در فاصله بین سه تا نه سال آینده. روند تحولات، پیش از آن و پس از آن همه برای خدا است. و آنروزها مؤمنین نیز با کمک سربزنگاهی خدا خوشحال خواهند شد»!

نکات آیات:۱ـــ محل  شکست خوردن رومیان پائین ترین سطح زمین است. ۲ـــ رومیان در فاصله میان سه تا نه سال پس از شکست خود از ایرانیان بر آنها پیروز خواهند شد. ۳ـ در روزهای پیروزی رومیان پیروان محمد نیز با کمک سر بزنگاهی خدا خوشحال خواهند شد.

۱ـــ محل  شکست خوردن رومیان پائین ترین سطح زمین است:

محل جنگ مورد نظر آیه که در سال ۶۱۹ میلادی میان ایرانیان و رومـیـان رخ داده و منجر به شکست رومیان شـده در منطقه اَغوار دریای مرده در فلسطین قرار دارد. آن نقطه دقیقاً پائین ترین نقطه سطح خشکی زمین است و ۳۹۲ متر از سطح دریا پائین تر است. این اندازه گیری البته با امکانات ماهواره ای صورت گرفته و از دانش قرن بیستم بشر است.

۲ـــ رومیان در فاصله میان سه تا نه سال پس از شکست خود از ایرانیان بر آنها پیروز خواهند شد:

در سال ۶۲۶ میلادی یعنی ۷ سال بعد، جنگ دیگری میان ایرانیان و رومیان در گرفته بوده که در آن رومی ها پیروز شده اند. اگـر چـنـین جنگ مجددی میان رومیان و ایرانیان رخ نمی داد یا نتیجه آن چنانکه آیه پیش بینی کرده بود نمی شد، همه دین محمد می سوخت. روشن است که کـسـیکه دیـنی را از خود در می آورد هـیچگاه چنین چیزی راجع به آینده نمی گوید، که در صورت درست درنیامدن همه دین وی بسوزد. و تنها خداوند می تواند این حرفها را بزند.

۳ـ در روزهای پیروزی رومیان پیروان محمد نیز با کمک سربزنگاهی خدا خوشحال خواهند شد:

دقیقاً در همان سال و همان روزهای پیروزی رومیان بر ایرانیان میان مسلمانان و دشـمـنان آنها نـیـز نبرد مـعـروف به «بَـدر» در می گیرد و در آن نبرد نابرابر بکمک سربزنگاهی خدا مسلمانان پیروز و خوشحال می شوند. (نصر به معنی: کمک سرِ بزنگاهی است. یعنی: مسلمانان در آستانه شکست خوردن بوده اند و خداوند آنها را کمک کرده و پیروز نموده است).

اگر در تاریخ مشخص شـده مزبور (یعنی در فـاصله سـه تـا نه سـال پس از شکست رومیان از ایرانیان) میان مسلمانان و دشمنان آنها نبردی صورت نمی گرفت و یا نتیجه آن چنانکه قـرآن پـیـش بـیـنی کرده بـود نمی شـد دیـن محـمد می سوخت. روشن است که وقتی کسی دینی را از خود مـی سـازد هـیـچـگـاه هـمه دار و ندار خود را در گرو یک چنین پـیـش بینی ای نمی گذارد. و روشن است که چنین پیش گوئیهائی فـقـط کار خداوند می تواند باشد.

میزان آب و خشکی زمین

واژه «بَـحْـر» به معنی دریا ۴۱ بار در قـرآن بکار رفـته و واژه «بَـرّ» به معنی خشکی ۱۲ بار. «۱۲» بـار ۲۹ درصـد «۴۱» بار است. خشکی سـطح زمـیـن نیز ۲۹ درصد است و ۷۱ درصد بـقـیه آن آب است.

اینها فقط تنی چند از اعجاز های علمی قرآن بود، که من از ذکر همه ی آنها منصرف شدم.

با توجه به چنین اعجاز های علمی، هیچ عقل سلیمی نمی تواند باور کند که این کتاب توسط یک امی (درس نخوانده) نوشته شده است و فقط خدا می تواند چنین آیاتی را نازل کند

Share and Enjoy:
  • Digg
  • Balatarin
  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • friendfeed

خوشتون اومد؟! پس حتما اینارو بخون!

۹۱ نظر برای ”اعجازهای علمی قرآن“

  1. ایران گفته:

    آخ جون دیگه مطمئن شدم که خیلی راستکیه

    فقط نمیدونم چرا این “اعجاز”ها تاحالا دردی از جامعه مسلمین دوا نکرده؟

    حتما چون فاسد شدن دیگه!
    اما خوب واقعا آدم انتظار داره با داشتن همچین کتابی کسی اصلا نتونه فاسد بشه…

  2. خاوری گفته:

    آدما هم موجودات عجیب اند

  3. علی.م گفته:

    از کی تا حالا “السما” معنی منظومه شمسی میده. حتما جنابعالی داری حرف خدا را اصلاح میکنی.

  4. علی.م گفته:

    از شما گرامیان میخوام به قرآن نگاه کنید ببینید این آقا برای اینکه آسمون ریسمونو جور کنه چقدر معنی ها را به دلخواه خودش عوض کرده.

  5. mhm11 گفته:

    جالب بود…

  6. علی.م گفته:

    اگر واژه «بَـحْـر» به معنی دریا ۴۱ بار در قـرآن بکار رفـته باشدو واژه «بَـرّ» به معنی خشکی ۱۲ بار.بنابراین مقدار خشکی باید۲۲% باشد نه ۲۹%.طبق فرمول زیر که در دوران ابتدایی یاد میگیریم:
    ۲۲%=(۴۱+۱۲)/۱۲
    وطبق محاسبات قرآنی جناب خاوری مقدار دریاها هم ۷۸% میشود نه ۷۱%.
    یکی نیست به آقای خاوری بگه تو که به این نکات ساده دقت نمیکنی مجبوری قرآن را خراب کنی.

  7. منوچهر گفته:

    خواهش می کنم نگا هی هم به سوره رعد بیاندازید. که به روشنی مگوید زمین ثابت است و خورشید دور زمین می چرخد

  8. پژمان گفته:

    این دوستمون از هول حلیم تو دیگ افتاده
    تمام کلمات رو طوری ترجمه کرده که بتونه داستان نویسی اش را توجیه کنه.
    مثلا تو داستان اول… مواقع اصلا به معنای فاصله نیست. هیچ دلیلی ندارد اگر تو موقعیت دو چیز را بدانی… حتما فاصله بین آنها را نیز بدانی. البته این جور حرف ها به درد منبر رفتن می خوره که بتونه سه چهار تا پیرمرد رو متقاعد کنه… نه اینکه در یک وبلاگ مطرح بشه. خواهشا دوستمون انتظار نداشته باشن ما این اراجیف را باور کنیم

  9. آرش گفته:

    دوست عزیز باید بگویم کوکب یعنی ستاره و نه سیاره. این کار امثال شماست که در صفحات قرآن ورق می زنید تا به قول خودتان نکته علمی کشف کنید. یکی نیست بگوید چرا تابحال قرآن علمی برای بشر نیاورده است؟ این علمای بیکار اسلام که به جز خوردن و خوابیدن و تولید گازهای گلخانه ای کار دیگری بلد نیستند می نشینند و از ترکیب یکسری آیه و با مدد از مغلطه کاری به اثبات اصول علمی می ‍پردازند! نتیجه قرآن چه بوده است؟ اکنون ۵۴ کشور اسلامی داریم که یکی از یکی بدبخت تر و نکبت تر هستند. همه هم می گویند دارند اصول قرآن را پیاده می کنند. این کتاب درد کدام بشری را دوا کرده است؟ جز یکسری آیات توحیدی و اخلاقی و … که هرکسی هم آنها را بلد است چه چیز دیگری در این کتاب می توان یافت غیر از دستور به قتال و چوب زدن زن یا دعوای بین زنان پیامبر و از این مزخرفات؟!

  10. آرش گفته:

    من انسان ایرانی قرن ۲۱ نمی توانم کتابی را که برای سطح فکری عربهای ۱۴۰۰ سال پیش نوشته شده است قبول داشته باشم. این توهین به شعور و عقل من است که به جای مطالعه کتابهای نجوم و … که حاصل صدها سال زحمات دانشمندان و محققین بوده است بنشینم قرآن بخوانم و سعی کنم با یکسری در و تخته را به هم جور کردن به علم و کمال برسم.

    این مطلب را هم تحلیل بفرمایید که زبان عربی در گذشته نقطه نداشته است (نمونه اش قرآن مکتوب توسط علی). چگونه این کتاب به شکل امروزی درآمده است؟ این کتاب مملو از اشتباه است. علمای اسلام هم که کم نمی آورند و با توجیه اینکه فراتر از علم بشر است و ما نفهمیده ام حقیقت را کتمان می کنند و طفره می روند. عزیز من به جای هم زدن این آش بدمنظر که بویش فلک را برداشته کمی تعقل کنیم و به آینده خودمان و کشورمان که از برکت همین اسلام عزیز درحال سقوط و تجزیه است بیاندیشیم.

  11. مسعود گفته:

    این خزعبلات چیه بابا واسه خودت آسمون ریسمون سرهم کردی؟چرا میون این همه علم و اعجاز کلامی از برف یا مناطق قطبی توی این معجزه خداوندیتون نیامده؟
    ولمون کن باب تو هم علافیا!

  12. ناشناس گفته:

    boro dare dameto begir baba!
    yekam be tahghighatet edame bede va ye chize jadid dar beyar to ke inghadr ahle mokashefati!!!
    dar zemn avval akhlagh va osoole tarjome ro yad ebgir…
    dar sani giram tamoome in arajifet dorost, akhe khodayee ke inghadr elmie , chiz khol tashrif dare ke inghadr beyne makhlooghate khodesh fargh bezare…
    maslan to ers o deeyeh va …?
    rasti in khoda holghoomesh kojast? in haraf az koja dar ooomade ke mohammad shenide!!!

  13. علی گفته:

    هم نزنش . بوی گهش بلند میشه.

  14. ناشناس گفته:

    دوست عزیز شما به جای این دری وری ها بهتره به یک روانپزشک یا روان شناس مراجعه کنید.
    این همه علمی را که اینجا نام بردید حاصل زحمات قرن ها انسان شریف غیر مسلمان است.
    دوم اینکه شما قصد دارید چه چیزی رو به چه کسی ثابت کنید؟ تا باعث نشدید مردم همون یک ذره
    ااعتقادی را که به خدا دارند را از دست بدهند. دست از این مزخرفات بردارید.

  15. deleted گفته:

    افرین بر شما :
    توجه به چنین اعجاز های علمی، هیچ عقل سلیمی نمی تواند باور کند که این کتاب توسط یک امی (درس نخوانده) نوشته شده است و فقط خدا می تواند چنین آیاتی را نازل کند. چون فقط یک مادر جنده ولد زنا میتواند از سادگی مردم سو استفاده کند. برو در کون تو بزار. اگه این کس شعر ها اعجاز می خواد من خودم پیغمبرم.

  16. ناشناس گفته:

    Yani ye adam hesabi naimade inja? harchi avazi boode oomade nazar dade!!!

  17. ناشناس-2 گفته:

    خدا بگم این آخوندارو چیکار کنه که ملتو به گا دادن
    باور کن اگه زمان شاه یه همچین موضوعیو یکی یه جایی مطرح می کرد اینقد همه مخالفت نمی کردن. حداقل قضیه ۵۰-۵۰ بود. واقعاٌ دلم می خواد زنده باشم و خواری و ذلت باعث و بانی این اسلام ستیزی ها رو ببینم….

  18. بهرام گفته:

    ارزش هر پدیده ای به آثار و تولیذات آن پدیده وابسته است نه خود پدیده . این مستندات اشاره شده – چه دردی را در این چند قرن در حوزه های مختلف علوم انسانی- اقتصاد -صنعت-هنر و…دوا کرده و چه آثار نیکویی را بر جای گداشته است؟

  19. کنجکاو گفته:

    بنده تمام این حقایق رو در که در قران نوشته شده قبول دارم. ولی تنها مشکلی که دارم این هست که چرا این کفار بدبخت سالها و قرنها و نسل اندر نسل زحمت میکشند و خون دل میخورند حقایقی را کشف میکنند بعد ماها آنرا از قرانی که ۱۴۰۰ سال پیش نوشته شده در میاوریم. ممکن هست این عزیز یک بار هم که شده یک مطلب از این کتاب مبین دربیاورید که دانشمندان کافر بروند و بعد از سالها ممارست آنرا پیدا کنند و به دین مبین اسلام مشرف شوند؟
    مثلا این حقیقت که کوهها میخهایی هستند که به زمین زده شده اند تا خدای نکرده زمین سر نخورد و کار دست مان ندهد. یا مثلا خداوند کل کائنات را در هفت روز خلق کرد ولی روز وشب را بعدا موقعی که منظومه شمسی را درست میکرد خلق کرد! این تناقض میتواند کل اصول فلسفی را که تا به حال شناخته شده زیر سوال ببرد و فلسفه جدیدی ایجاد کند.

  20. مهدی گفته:

    سلام دوست عزیز .

    نظرات ارسالی واقعا جای تامل دارد به طوریکه من فکر کردم هر چی ایرانیه از دین برگشته و کافر شده . چقدر راحت کتاب الهی را به سخره می گیرند . واقعا جای تعجب داره . چی به سر ایمان و اعتقادات ما اومده!

    و اما شما هم برای نوشتن مطالب به خصوص در این مورد باید از منابع بسیار معتبر استفاده کنی که اینطور این مردم نادان و جاهل بر خریت خودشون افتخار نکنند .

  21. حسین گفته:

    سلام به همگی
    نمیخواستم کامنت بزارم بخاطربی ارزش بودن انتقادات که بعضا همراه با فحاشی بود وخود این نشان میداد که اصولا کامنت گذار بدنبال رفع ابهام یا بالا بردن دانش یا اظهار نظر نیست بلکه تلاش برای تخلیه ناراحتی های روحی هست که اغلب بدنبال عدم تامین صحیح نیازهای طبیعی متاسفانه در فرد ایجادشده ودرمان آنهم جواب مستدل نیست بلکه برخوردهای خاص روانشناسی خصوصا از طریق انواع شناخت درمانی (cognitive therapy)هست اما چون یکی از عزیزان گفته بود”نظرات ارسالی واقعا جای تامل دارد”کامنت گذاشتم که فقط بگویم نخیر اتفاقا افراد زیادی به این نحو فکر نمیکنند .هرچند میدانم گفتن این سخنان مشکل آن دوستان را حل نمیکند اما به امید داشتن کوچکترین اثر مفید میگویم .
    ۱-دوستی از بدبختی ۵۴ کشور مسلمان گفته بود که همگی هم مدعی پیاده سازی اصول اسلام هستند.
    خوب دوست عزیز شما خودتان با هرمیزان اطلاع از اصول اسلام درست یا نادرست فکر کنید این کشورهای مدعی چه میزان اصول اسلام را واقعا پیاده میکنند ؟چقدر از مسولان وحتی مردم آن کشورها از دروغ ظلم فحشا دوری میکنند .آیا اجتناب از این امور در دستورات اسلام هست یا نه ؟
    (البته میدانم در بسیاری کشورهای غیر مسلمان از این امور بمراتب بیشتر اجتناب میشود که بعلت طولانی شدن علل را نمیگویم اما فقط متاسفم که حضرت علی علیه السلام در وصیت خود فرمودند بترسید از اینکه غیر مسلمانان در عمل به قرآن از شما پیشی گیرند )
    ۲-این دوست ناراحت از بدبختی کشورهای اسلامی بهتر نیست نیم نگاهی هم به کشورهای آمریکای لاتین وجنوب آفریقا داشته باشد تا ببیند علیرغم داشتن دینی دیگر بازهم بدبختند .پس اگر کسی بخواهد واقعا از مغز خود استفاده کند با یک مقایسه ساده میفهمد مشکل اساسی در این مورد دین نیست .لازم بذکر است که کشورهای یاد شده نیز دارای منابع زیرزمینی فراوان از جمله اورانیوم وفلزات قیمتی هستند .
    ۳-دوستانی به نحوه ترجمه ایراد گرفتند که این میتواند وارد یا غیر وارد باشد وهرکس بخواهدخودش زحمت مقایسه را خواهد کشید.
    ۴-دوستانی گفتند چرا این مکاشفات علمی در قرآن بعد از کشف دانشمندان غیر مسلمان استخراج میشود؟مختصرا عرض میکنم هدف تمام ادیان آسمانی فقط وفقط انسان سازی با توجه به معنی خاص خود از انسان است وهیچکدام مدعی پیشرفت فن آوری نبوده اند البته اذعان کرده اند که درصورت پیروی از دستورات پیشرفت علمی هم عاید خواهد شد بازهم تاکید میکنم درصورت عمل به همان دستورات که در مورد اول چند نمونه ساده را اظهار کردم .اما این که استخراج این اکتشافات پس از زحمات دانشمندان انجام میشود فقط نشانگر اعجاز کتاب قرآن وسازگار بودن سایر دستوراتش با زندگی بشر امروزی دارد .لازم بذکر است مانند هرعلم دیگر استفاده از دستورات قرآن به اطلاعات بیشتری از روخوانی صرف آن دارد .
    ۵-در پایان خطاب به دوستی که گفتند:”جز یکسری آیات توحیدی و اخلاقی و … که هرکسی هم آنها را بلد است”فقط میگویم عزیز دل برادر همین آیات ساده توحیدی واخلاقی که هرکسی هم آنرا بلد هست را در مکاتب مادی فعلی جستجو کن .ببین چه تعاریفی از انسان شده است !آیا باور میکنی در همین زمان فعلی ومعاصرفیلسوفان بعضا معروف وبا نفوذی هستند که انسان را موجودی پوچ بی هدف گرگ صفت خودمحور درنده توصیف میکنند .حداقل نظر هانتیگتون در مورد صفات انسان را جستجو کن .بازهم سعی میکنم خلاصه بگویم اساس تئوریک (نه عملی )تمام ارزشهای اخلاقی که بقول شما هرکسی بلد هست فقط وفقط براساس ادیان الهی قابل توجیه میباشد.
    در اینجا ضمن آنکه امیدوارم کسی از سخنانم رنجیده نشده باشد که مقصودم اصلا چنین چیزی نبوده رفع مشکلات همه دوستان را ایزد منان خواهانم.

  22. علی.م گفته:

    یک نمونه مسلمان که لابد از تعالیم اسلام ادب یاد گرفته(مهدی را میگم).
    به هر کی که مثل خودش همه چیزا کورکورانه قبول نکنه میگه( نادان و جاهل و خر).

  23. farzad گفته:

    ای انسانهای آزاده …

    بدانید و آگاه باشید که نه تنها در قرآن بلکه در هیچ کتاب دینی سایه ای از دانش وجود ندارد و چیزی جز یک سری توصیه های اخلاقی (که نه همه آنها درست و مورد قبول عقل است) یافت نمی شود.

    پس بسوزانید همه این کتابها را و بزدایید همه افکار دینی را و به عقل خود رجوع کنید و رفتار خود را بر پایه ی تفکرات عقل خود پایه گزارید که از دین و تفکر دینی همه دنیا بیش از آنکه سودی ببرند فقط ضربه خورده اند.

  24. شایان گفته:

    دوستان سلام

    ایرج میرزا شاعر معروف و صاحب شعر حجاب می فرماید:
    چو نیست ظاهر قرآن به وفق مراد او رود به باطن و تفسیر ناصواب کند

    صاحب این وب لاگ با نوشتن این تفاسیر علمی!!!!! نه تنها به شعورخوانندگان توهین میکند بلکه بیسوادی طبقه مدافع دین ریاکارانه و زاهدانه را میرساند که به دین به چشم محلی برای درآمد نگاه میکنند.

    به دوستانی که این مطالب علمی را خوانده اند و دریافته اند که طرف آیات قرآن را طوری معنی کرده اند که به دردشان به خورد، میگویم که عصبانی نشوید….. و فحاشی نکنید……فقط به این فکر کنید که چرا شما به سست بودن این نوشته ها پی بردید……..و چرا این جور حرفا در شما اثر ندارد….دلایل زیادی وجود دارد که یکی این است: آخوندها همیشه این قصه ها رو میگفته اند آنچه تغییر کرده بالاتر رفتن اطلاعات ماست. پیشتر پدران ما وقتی این حرفا رو مشینیدند کلی کیف میکردند اما الآن این گونه نیست……..

    پس بالاتر رفتن اطلاعات و دانش=درک صحیح حرفها و برداشت های دیگران

    نیما یوشیج میگوید:
    فرزندم!
    یک راه برای رهایی است بخوان و بخوان و بخوان.

    اما از صاحب این وبلاگ سئوالی دارم:
    آیا کوهها به مانند میخ در زمین هستند؟ این ادعای قرآن است. اعراب خیال میکردن کوهها گستره زمین را نگه داشته اند.

    چرا سماوات. آسمانها. مگر چند آسمان داریم.

    و خیلی سئوال های دیگر.

  25. behz! گفته:

    وقتی خدا قوم ثمود رو بعلاوه کودکان و دیوانگان و بیگناهانش میکشه!!چه انتظاری از بقیه داری؟
    داره میگه خورشید در جایگاه خود در حرکت است! خوب معلومه که فکر میکردند که خورشید دور زمین میگرده!همین الان هم از پنجره نگاه کنی خورشید در حرکت است!!
    افراشتن ستون هم بخواطر اینه که فکر میکردند آسمان چیزی در آن بالاست که باید نگاه داشته شود!!
    دلیل سقوط نکردن اجرام هم خمیدگی فضا زمان و وجود جرم ناشناخته ماده سیاه هست نه این تعریفهایی که در چرخیدن قلاب سنگ کاربرد دارد!!
    در مورد اون دوستی که گفت کفار حقایق رو ۱۴۰۰ سال بعد کشف میکنند بگم که اتفاقا کفار دروغ بودن آنها رو ۱۴۰۰ سال بعد نشون میدن!
    الان خوردن دوز مناسب الکل توصیه میشه!خوک هیچ مشکل بهداشتی نداره!ستاره ها فانوسهای چسبیده به آسمان نستیند!کوهها مثل میخ نیستند!خدا آسمان رو بالا نگه نداشته!روزه(مخصوصا نخوردن آب)برای بدن ضرر داره!

  26. mohamad گفته:

    به نظرم نویسنده با ذکر این اراجیف کمک بزرگی به حذف اندیشه ی دینی نموده اند . و آن ذره آبروی باقی مانده را نیز به راحتی به باد دادند .

  27. علی.م گفته:

    من در عجبم این آقای خاوری هیچ دفاعی نداره از خودش بکنه.
    امثال شما پای منبر میشینند و هر دری بری را براحتی به خوردشون میدن بدون اینکه یه ذره مغزشونا به کار بندازن.
    معلومه مطالبی که در بالا آوردی یه جایی دیدی و کیف کردی و بدون فکر روی درستیش تو این سایت copy paste کردی.
    منتظر دفاعت هستیم.

  28. حامد گفته:

    به دوستان توصیه میکنم کتاب” آیا قران کلام پرودگار است” را بخوانند.

    از دوست عزیز صاحب این وبلاگ میپرسم الله ی که بلد نیست یک جمع ساده بزند چگونه پیامبر میفرستد:
    در سوره اعراف آیه ۵۴ میگوید ما آسمان ها و زمین را ظرف ۶ روز آفریدیم…… بعد در سوره فصلت آیات ۹ تا ۱۲ میفرماید: زمین را در ۲ روز….. مواد خوراکی ۴ روز…. و هفت آسمان را در ۲ روز آفریده است

    ۱٫ الله محمد که یادش میرود آسمان ها و زمین را در چند روز آفریده، میتوان آفریدگار نامید.

    ۲٫ در سوره فصلت زمان استفاده شده برای آفرینش زمین و آسمان ها:
    زمین ۲ روز+ آسمانها ۲ روز= ۴روز

    ۳٫ در سوره اعراف: آسمان ها و زمین در ۶ روز بوجود آمده اند.

    ۴٫ ما که نفهمیدیم ۴ روز یا ۶ روز.

    ۵٫ عزیز من!
    من نمی توانم الله ی را بپرستم که دستور قتل میدهد حتی بنده کافر. این الله اگر قدرت دارد خودش اصلا اجازه تولد چنین بندگانی را ندهد. چرا اصلا خودش آنها را نمی کشد؟ مگر مرگ و زندگی انسان ها در دست او نیست؟

  29. مخمد گفته:

    علم قران این است که این کوه ها میخ رمین است این عالم در ۶ روز ساخته شده و هزار تا حرف بی ازرش دیگه بقیه اش کار خدا این هست که مشکل جنسی مخمد را حل کنه این اله چرا تا این حد نادان است بابا بگو قران کتاب راهنما است قران با غلم چه ربطی داره

  30. ali گفته:

    دوست عزیز اگر این همه غلم در این کتاب است اگر همه دانشجویان پزشکی زمین شناسی و… را فقط وادار به کشف این غلم ها بکنند چه خواهد شد کدام رنج بشر را کاهش خواهد داد سر خودت را کلاه میگداری چون از خدای مخمد شاخته ترس داری اگر خدا اینقدر بی عقل باشه که حیلی جالب است قران تسخه ایی ار تورات است هنرش کشتن و اگر مخمد به مدینه ترفته بود شاید بسیار قابل تخمل بود

  31. رند گفته:

    آقای محترمی که اهل تحقیق هستی، یه سر بزن به سوره بقره آیات ۶ و ۷ ببین این الله محمد چه میگوید.
    ” در حقیقت کسانی که کفر ورزیدند چه بیمشان دهی چه بیمشان ندهی بر ایشان یکسان است، نخواهند گروید(۶) الله بر دلهای آنان و بر شنوایی ایشان مهر نهاده و بر دیدگانشان پرده ای است و آنان را عذابی دردناک است(۷)”

    چند لحظه در معنی این آیات تفکر کن.

    آیا اینها را میتوان کلمات پروردگار دانست؟

    مثلا یک نفر را بیاوریم ببریم کورش کنیم کرش کنیم و از درک حقیقت هم محرومش کنیم بعد گمراهش هم کنیم (در آیات قرآن به کرات میتوان یافت که الله میگوید که خودش آنها را گمراه کرده: سوره نسا آیه ۸۸ و….) و بعد اگر از مقررات و قوانین ما پیروی نکرد او را تا ابد عذاب کنیم.(در آیات بسیاری میگوید تا ابد و برای همیشه در دوزخ جاودانند)

    یک سئوال دیگر.

    آقا جان!
    آفریدگاری(الله) که خودش می داند کفار چه با بیم چه بی بیم هدایت نمی شوند، چرا اصلا محمد را برای هدایت میفرستد؟

    با عقل ما جور در نمی آید. شما چطور؟

    آیا این خود شیطان نیست که اینگونه سخن می گوید؟

    مهدی اخوان ثالث میگوید:

    خدا ما را از الله و اهریمن رها سازد
    یقین اهریمن و الله همدستند حافظ جان

    همان اهریمن ست الله در این شک ندارم من
    گواهم ایزد و ایرانیان هستند حافظ جان

    خدا کی جان و نان با شرط ایمان می دهد کس را
    چرا اللهیان این را ندانستند حافظ جان

  32. ورتیگونه گفته:

    اعجازهای علمی قرآن !!!
    قربان شمایی که به راحتی هر کسی رو متصف به نفهمی می‌کنی و رجز می‌خونی که آهای هر سوالی دارین بیان بپرسین که جواب بدم؛ بد نیست حداقل عنوان مطالبتون رو درست بنویسن:
    اعجازها دیگه چه صیغه‌ای هست: اعجاز که خودش جمع هست دوباره جمع بستی رفیق:
    درستش اینه که یا بنویسی،‌ «اعجاز علمی قرآن» یا «معجزه‌های علمی قرآن»

  33. ناشناس گفته:

    گوز و شقیقه

  34. مهدی گفته:

    پاسخ به علی.م:

    در گفتگو و محاورات عرفی، به شخصی که خیلی احمق است نمی‌گویند خیلی اسب است و یا خیلی سگ است، بلکه می‌گویند خیلی خر است، زیرا درست است که حیوانات به طور کلی فاقد عقل و شعورند ولی آن‌ها هم مابین خودشان به درجاتی تقسیم می‌شوند. مثلاً در بین چهارپایان اسب به فراست و سگ به هوش، البته به طور نسبی، مشهورند، چنانکه به آن‌ها تعالیمی می‌دهند و استفاده‌هایی می‌نمایند. اما در بین این طبقة حیوانات در نزد انسان، نوع الاغ به حماقت و کودنی مشهور است، لذا خداوند متعال در سایر جاهای قرآن کریم ، جهال را به حیوانات و گاهی هم به درازگوشی تشبیه کرده است مثل «کَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍ؛ گویی که آن‌ها خران رمیده‌اند، که از شیری گریخته‌اند.»

    من از اینکه شما و امثال شما را بی ادبانه خر خطاب نمودم عذر می خواهم ولی باور کنید واژه ای مودبانه تر از الاغ برای شما و امثالتان نیافتم . اگر کمی دقت می کردی میدیدی که خطاب به نگارنده مطلب نوشته بودم “برای نوشتن مطالب به خصوص در این مورد باید از منابع بسیار معتبر استفاده کنی” حال از کجای این مطلب فهمیدی من کورکورانه همه چیز را قبول کرده ام؟

    خداوند متعال برخی از مفاهیم بلند عقلی را در قالب مثال‌های زیبا بیان فرموده است تا عموم مردم آن‌ها را به تناسب ادراک خود دریابند، بنابراین فلسفة مثالهای قرآن، تنزل مسائل بلند و عمیق و بیان آن‌ها در افق فکر مردم است.

  35. هیبت الله گفته:

    بسیار جالب زیبا بود.سی سال از حکومت عالمان دین گذشت و نتیجه اینکه نسلی که این ها داعیه هدایت و رهبری آنرا دارند اینطور در مورد دین و بنیان های آن فکر می کند.
    به گمانم که اگر اینطور پیش رود بزودی زود شاهد سرنگونی انی حکومت خود محور زور گو و دیکتاتور ‘اب خواهیم بود. چه زیباست ایران بدون وجود جماعت عمامه بسر.
    دور نیست آنروز.

  36. ناباور گفته:

    پیش از هرچیز درود می‌فرستم و آفرین می‌گویم به بسیاری از کامنت‌گذاران اهل خرد و اندیشه انتقادی که نکته‌سنجی‌های خوبی نمودند. جای بسی امیدواریست دوستان. جای بسی امیدواریست ;)

    اینها از جفنگیات سایت قرآنولوژی است که مایه نشاط و خنده همگان است! دوست گرامی «مزدک بامداد» در تالار گفتگو ایرادهای این ادعاهای بی پایه را مطرح کرده‌اند. البته خود دوستان هم اگر به طور انتقادی به این مسائل بیاندیشند و کمی تحقیق کنند بهتر متوجه پوچ و بیهوده بودن این مسائل می‌شوند.

    با اینکه من علاقه‌ای به بحث‌های قرآنی ندارم؛ چون با توجه به پیشرفت‌های علم، صحبت کردن درباره خرافات و افسانه‌های ادیان را وقت تلف کردن می‌دانم. (ما داریم سر چی بحث می‌کنیم و دنیا الان کجاست!) با اینحال برخی از مسائل را از نوشته‌های بامداد و دیگران در اینجا می‌آورم تا شاید تاحدودی برای برخی مفید باشد. این را در وبلاگم هم نمی‌نویسم، چون علاقه‌ای به این مسائل سخیف ندارم.

    پیش از هرچیز خدمت مسلمانان گرامی که شاید اینها را بخوانند بگویم که قصدم ناراحت کردن شما نیست. تنها یک سری ادعاهای پوچی که در اینجا به قرآن نسبت داده شده رد می‌شود. اکثر مسلمان آگاه‌تر خودشان این مسائل را درک می‌کنند و هیچ وقت خام این مسائل نشده و آنها را عنوان نمی‌کنند. من می‌دانم که دلیل مسلمان بودن آنها این مسائل پوچ عنوان شده در این پست نیست. درود می‌فرستم به این دوستان مسلمانم. سخت نگیرید :)

    فاصله ستارگان
    فَلا اُقْسِمُ بِمَوَاقِع النُّجُومِ – وَ إنَّهُ لَقَسَمٌ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِیمٌ – إنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ
    واقعه: ۷۵-۷۷
    ” به فواصل ستارگان سوگند یاد می کنم – سوگندی ه وقتی فواصل را دانستید سوگند بسیار بسیار بزرگی خواهد بود – که این قرآن، قرآن پرباری است “

    بازگردان واقعی از تفسیر المیزان:
    فَلا أُقْسِمُ بِمَوَقِع النُّجُومِ(۷۵)
    وَ إِنَّهُ لَقَسمٌ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِیمٌ(۷۶)
    إِنَّهُ لَقُرْءَانٌ کَرِیمٌ(۷۷)
    پس به نام پروردگار عظیمت تسبیح کن (۷۴).
    مطلب آنقدر روشن استحاجت نیست به این که به سقوط ستارگان سوگند یاد کنیم (۷۵).
    (ولى یاد مى کنیم ) و این سوگند اگر بدانید بسیار عظیم است (۷۶).
    پس می‌بینیم که اینجا طرف با شیادی موقع را چیز دیگر ترجمه کرده و بعد آن را به ریش سال نوری و… چسبانده است! جالب اینجاست که حرفی از آسمان هفت طبقه! محل غروب خورشید! و دیگر مسائل علمی نزده!

    أأنتُمْ أشَدَّ خَلْقاً أم السَّمَاء بَنَاهَا – رَفَعَ سَمْکهَا فَسَوَّاهَا – وأغْطَشَ لَیْلَهَا وَ أخْرَجَ ضُحَاهَا
    نازعات: ۲۷-۲۹
    بَدیعُ السَّمواتِ وَ الاَرضِ
    انعام ۱۰۱
    «آیا آفرینش شما مشکل تر است یا منظومه شمسی؟ جوانب آن را بهم آورده غلظت آنرا بالا برد و آنرا ساخت ـــ و شب و روز را برای آن درست کرد»! « زمین و سیارات را نوآوری نمود».

    نازعات ۲۷-۲۹
    ءَ أَنتُمْ أَشدُّ خَلْقاً أَمِ السمَاءُ بَنَاهَا(۲۷)
    رَفَعَ سمْکَهَا فَسوَّاهَا(۲۸)
    وَ أَغْطش لَیْلَهَا وَ أَخْرَجَ ضحَاهَا(۲۹)
    بازگردان و ترجمه المیزان:
    آیا خلقت شما سخت تر است یا آفرینش آسمان که خدا بنایش کرده ؟! (۲۷).
    و سقف آن را بالا برده و آن را منظم ساخته ؟ (۲۸).
    شبش را تاریک و روزش را روشن کرده (۲۹).

    پس اینجا هم سما (آسمان) را با حقه بازی (منظومه شمسی) ترجمه کرده‌! تا بلکه آن را به ریش دانش بچسباند!
    در مورد انعام ۱۰۱ نیز با همان حقه بازی سما را منظومه شمسی ترجمه کرده و از خودش داستان بافته. ضمن اینکه:
    انعام ۱۰۱٫٫
    بَدِیعُ السمَوَتِ وَ الاَرْضِ أَنى یَکُونُ لَهُ وَلَدٌ وَ لَمْ تَکُن لَّهُ صحِبَةٌ وَ خَلَقَ کلَّ شىْءٍ وَ هُوَ بِکلِّ شىْءٍ عَلِیمٌ(۱۰۱)
    بازگردان و تفسیر المیزان:
    ایجاد کننده آسمانها و زمین است چگونه او را پسرى هست با اینکه او را زنى نبوده و همه چیز را آفریده و او به همه چیز دانا است (۱۰۱)
    وصف (( بدیع السموات والارض )) متضمن حجت بر استحاله فرزند داشتن خدا است .
    بَدِیعُ السمَوَتِ وَ الاَرْضِ …
    این جمله جواب از همان اعتقاد است ، و حاصلش این است که : داشتن فرزند حقیقى موقوف بر این است که قبلا همسرى اتخاذ شود و اتخاذ همسر براى خداى تعالى معقول نیست ، و با این حال دیگر از کجا فرزند خواهد داشت ؟ علاوه بر این ، خداى تعالى خالق و فاطر هر چیزى است ، و صاحب فرزند نمى تواند خالق فرزند خود باشد چون فرزند جزئى از پدر است که به وسیله عمل لقاح به محیط تربیتى رحم منتقل مى شود، و معقول نیست که جزء خداوند مخلوق خودش باشد این دو دلیل در جمله کوتاه (( بدیع السموات و الارض )) نهفته است چون وقتى خداوند به وجود آورنده همه اجزاى آسمانها و زمین باشد دیگر چه چیزى باقى خواهد ماند که بتواند همسر خداوند بوده باشد، ..
    http://www.ghadeer.org/qoran/almizan/j7/miz00032.htm

    پس اینجا هم بدیع را نوآوری ترجمه کرده و آسمان ریسمان به هم بافته.

    فاصله گرفتن سیارات و زمین از همدیگر
    اَوَلم یَرَ الَّذینَ کَفرَوُا اَنَّ السَّمواتِ وَ الارضَ کانَتا رَتقاً فَفَتَقناهُما
    انبیاء ۳۰
    اَللهُ الَّذی رَفَعَ السَّمواتِ بِغَیرِ عَمَدٍ تَرَونَها
    رعد ۲
    وَ السَّماءَ رَفَعَها وَ وَضَعَ المیزانَ
    رحمن ۷
    «آیا کسانیکه بخدا ایمان ندارند نمی توانند ببینند کـه زمین و سیارات منظومه شمسی در آغاز “بهم چسبیده” بـودند بعد آنها را با نیرو از هم باز کردیم»؟
    «خدا آنست که سیارات منظومه شمسی را با ستونهائی که آنها را نمی بینید بلند کرد».
    «و سیارات منظومه شمسی را بلند کرد و در آن ( در منظومه شمسی) تعادل ایجاد نمود».

    اینهم بیخود است، چون نیروی گرانش به ستون ربطی ندارد
    و زمین مرکز جهان و مرکز گرانش نیست که آسمان و یا
    سیاره ها بر سر ما بیفتند! و سیاره ها هم از این رو ” بلند”
    کرده نشده اند، چون راستای بالا در کره ی زمین مطرح است
    و نه در کیهان و منظومه ی شمسی!
    دیگر اینکه مانند همیسه، این سارلاتان ها، بازهم ” سماء”
    را ” سیارات”!! و منظومه ی شمسی معنی کرده اند که چنین
    نیست. شما در قران یک آسمان لایه ای سفت و سقف مانند
    است. از اینجا

    وجود ۱۱ سیاره
    قالَ یُوسِفُ لابیهِ یا اَبَتِ إنّی رَایتُ أحَدَ عَشَرَ کُوکَباً وَ الشَّمسِ وَ القَمَرَ رَأیتهُم لی ساجدینَ
    « یوسف به پدر خود گفت: پدرم! من یازده سیاره دیدم و خورشید و مـاه را دیدم که برای من سجده می کرده اند».
    یوسف ۴

    اگر هر جرم و سنگ و سیارک! فضایی
    را ، ” سیاره” بدانیم که بسیار بیش از
    ١١ است و اگر خیر، که هشت سیاره
    که شایسته ی این نام باشند، در گردار
    خورشید داریم و سخن این شیاد و رویای
    جناب یوسف همه افسانه میشوند ! ( پلوتون
    هم دیگر سیاره شمرده نمیشود چون از یک مرز ویژه
    کوچکتر است و این اقای رمال سایت شارلاتانی
    قرانولوژی باید اگاهی های خود را بروز کند!) (Mazdak Bamdad)

    خورشید
    وَ الشَّمْس وَ ضُحَاهَا – وَ الْقَّمَرِ إذا تَلَاها – وَ النَّهَارِ إذا جَلاهَا – وَ اللیْل إذا یَغْشَاهَا
    شمس ۱-۴
    « سوگند به خورشید و پرتو آن ــ و به ماه وقتیکه آنرا بازتاب می دهد ــ و به روز وقتیکه آنرا متجلی می کند ــ و به شب وقتیکه آنرا می پوشاند»

    نور خورشید نور اصلی و نور ماه نور بازتابی است
    هُوَ الَّذى جَعَلَ الشَّمسَ ضِیاءً وَ القَمَرَ نُوراً
    یونس ۵
    «اوست که خورشید را نور اصلی و ماه را نور بازتابی قرار داد».

    تلاها به معنی به دنبالش رفتن است. یعنی ماه در پس آن می‌آید. در هر زبانی معنای واژگان تغییر می‌کند. با این حال اگر دوست دارید آن را اینطور ترجمه کنید، باز هم چیز خاصی نیست!

    اینکه ماه نور از خودش ندارد و نور خورشید را بازمی‌تاباند هزار سال پیش از محمد برای یونیانیان باستان آشنا بوده است. مثلا ارسطور (۳۸۴-۳۲۲ B.C) در مورد شکل زمین به این نتیجه رسید که زمین کروی است. یکی از دلایلش این بود که ماه‌گرفتگی زیر سایه زمین قرار می‌گیرد و از آن خارج می‌شود و سایه افتاده روی ماه همیشه گرد بود و این نشان می‌داد که کروی است. چون فقط یک جسم کروی همیشه سایه گرد دارد. اگر مثلا زمین یک دیسک بود، گاهی اوقات نور خورشید به لبه های آن برخورد می‌کرد و درنتیجه سایه افتاده روی ماه یک خط بود.
    از این نکته نتیجه می‌شود ارسطو می‌فهمید که نور آمده از ماه یک بازتاب بود.

    حرکت خورشید
    وَ الشَّمسٌ تَجرى لِمُستَقَرٍّلَها
    یس ۳۸
    «و خورشید در قرارگاه خود در حرکت است»!

    این هم بازگردان و سفرنگ تازه ی این شارلاتانهاست.
    در قران، کیهانشناسی بتلمیوسی نمایانده شده که در آن،
    جای استقرار خورشید، یک گوی بلورین بنام فلک خورشید
    است و بهمراه گردش این گوی کریستالی، خورشید هم بگرد
    زمین میگردد، درست مانند ماه که به فلک خودش چسبیده است
    و برای همین هم خورشید و ماه همواره در پیوند با شب و روز
    ” گردنده” نمایانده میشوند. تازه جای خورشید در مرکز منظومه ی
    خورشیدی هم ” ثابت” ! و مشخص نیست. هیچ چیزی در کیهان
    جای ثابت و مشخص ندارد و جا ها همواره نسبی و در دگرگونی
    جاودانی هستند. (مزدک بامداد)
    همچنین توضیح کامل جناب جوینده در اینجا: http://jadal.blogfa.com/post-14.aspx

    ماه و خورشید در تناسب می باشند
    اَلشَّمسُ وَ القَمرٌ بِحُسبانِ
    رحمن ۵
    « خورشید و ماه در تناسب هستند».
    قطر خورشید ۱۴۰۰۰۰۰ کیلومتر است قطر ماه ۳۵۰۰ کیلومتر. فاصله خورشید تا زمین ۱۵۰۰۰۰۰۰۰ کیلومتر است. و یکی از فاصله های متوسط ماه تا زمین ۳۷۵۰۰۰ کیلومتر است.
    تناسبی که مـیان آنها وجـود دارد این است که: قطر خورشید ۴۰۰ بار از قطر ماه بزرگ تر است و ۴۰۰ بار نیز از ماه دورتر است! به این خاطر تقـریباً به یک اندازه به نظر می آیند و در خسوف کامل تقـریباً بر هم منطبق می شوند.

    بازگردان درست ایه:
    خورشید و ماه با حساب منظمى مى‏گردند، (۵)
    و گیاه و درخت براى او سجده مى‏کنند! (۶)

    تقلب اصلی در بازگردان ایه است.
    +قطر خورشید ۱۳۹۱۰۰۰ کیلومتراست:
    Equatorial radius6.955×۱۰۸ m
    قطر ماه ۳۴۷۶ کیلومتر
    Equatorial radius1,738.14 km (0.273 Earths)
    ماه در حال دور شدن و خورشید در حال بزرگ شدن است. (اینجا)

    خشکی ها از هم دور شده
    وَ الارضَ مَدَدناها
    حجر ۱۹
    «و خشکی ها را دور بردیم».

    کل آیه (حجر ۱۹)..
    وَ الاَرْض مَدَدْنَهَا وَ أَلْقَیْنَا فِیهَا رَوَسىَ وَ أَنبَتْنَا فِیهَا مِن کلِّ شىْءٍ مَّوْزُونٍ(۱۹)
    بازگردان و تفسیر المیزان:
    و زمین را گستردیم و در آن کوههاى ریشه دار نهادیم و نیز از هر چیزى موزون در آن رویاندیم (۱۹)
    پس می‌بینیم که خبری از تکه تکه شدن و این حرفها نیست!

    از زمین کم می شود
    اَوَلم یَرّوا أنًّا نأتِىَ الارضَ نَنقُصُها من أطرافِها
    رعد ۴۱
    «آیا نمی بینند ما رفته رفته از زمین از اطراف آن کم می کنیم»؟

    من نمی‌دانم خارج شدن گاز و گرما و انرژی را از کجای این آیه دریافت کرده‌اند! در ضمن این چیز خاصی نیست. این همه دانشمندان دوران باستان حرف‌های دقیقتر و درست‌تری زده اند که امروز به وسیله دانش کشف شده. ولی این ارتباطی با اجنه و خدا و این خرافات ندارد! مثلا وقتی دموکریتوس گفته تمام جهان از ذرات ریز نادیدنی به نام اتم تشکیل یافته کار عجیبی نکرده‌است! از اینجور حرفهای بدون مدرک زیاد می‌توان زد که برخیش تا حدودی درست از آب می‌آید و برخیش غلط.

    پایین ترین سطح خشکی زمین
    فِی أَدْنَى الأَْرْضِ وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَیَغْلِبُونَ

    یکی از ترفند های سایت قران شناسی/اسلامیون تحریف معانی ایات است.
    برای نمونه هیچگاه در این آیات سوره ی روم، ادنی پست ترین
    بکار برده نشده و نگفته است که در ” پست ترین سرزمین”
    بلکه گفته در سرزمین نزدیک*، که با ماست مالی شده سرزمین
    پست تر (به قلب از اسفل) و گفتند حال که پست تر شده،
    چرا پست ترین نشود!!
    شوخی بزرگتر در این ۳ تا ۹ سال است که بازگردان
    ( بضع سنین ) تازی در آن آیات است که الله مانند
    فالبین های مردد، نمیگوید چند سال و چون به تجربه
    گاه ایران و گاه روم پیروز میشدند، سر انجام یک روزی
    هم پس از مدتی، رومیان پیروز میشدند. ادامه

    میزان آب و خشکی زمین
    واژه «بَـحْـر» به معنی دریا ۴۱ بار در قـرآن بکار رفـته و واژه «بَـرّ» به معنی خشکی ۱۲ بار. «۱۲» بـار ۲۹ درصـد «۴۱» بار است. خشکی سـطح زمـیـن نیز ۲۹ درصد است و ۷۱ درصد بـقـیه آن آب است.

    نمونه‌ای از تلاش وافر برای پیداکردن یک نسبت! کسی نیست به آنها بگوید که اصلا مگر نسبت مهم است! به هر حال اینطور که ادعا شده واژه بر ۱۲ بار استفاده شده و بحر ۴۱ بار. اگر بخواهیم از منطق این افراد استفاده کنیم، کل مساحت زمین باید ۱۲ +۴۱= ۵۳ پس ۵۳ می‌شود ۱۰۰% مساحت زمین. به این طریق میزان آب و خشکی می‌شود تقریبا ۲۳ به ۷۷!
    طرف برای اینکه یک عدد کمی شبیه تر دربیاورد با حقه‌بازی ۱۲ بار دریاها را از داخل ۴۱ بار خشکی‌ها حساب کرده! درحالیکه بر به معنای خشکی یعنی زمین خشک است!
    جدا از اینها کل مساله یک مقداری مضحک است! گویا با گرمایش زمین و تغییر مساحت خشکی‌ها و دریاها این به اصطلاح معجزه نقش برآب می‌شود!

    = در پایان باید بگویم که من این مهملات را به پای همه مسلمانان نمی‌گذارم، چون اکثر مسلمانان آگاه‌تر (بسیاری از دوستان من) این مسائل را قبول ندارند و عنوان نمی‌کنند. شاد باشید دوستان

  37. ناباور گفته:

    من تمام مطالب کامنت قبلی را با نقل قول نوشتم تا خواندنش برای دوستان آسان شود. نمی‌دانم چرا همه را پشت سر هم نشان می‌دهد!

  38. حسین گفته:

    بازهم سلام به همگی
    در کامنت قبلی فقط خواستم به دوستان یادآوری کنم که اولا پیشرفت یا عقب ماندگی کشور رابطه ای با دین آن کشور ندارد همچنانکه اروپای غربی مسیحی وچین بودایی یا پیرو کنفیسیوس یا بی دین ویا ژاپن اغلب بت پرست پیشرفته هستند اما در برابر آمریکای لاتین وجنوب آفریقای مسیحی ویا کره شمالی بی دین عقب مانده اند
    ۱- اما درپاسخ دوست گرامی شماره ۳۱با عنوان رند میگویم آیا خود شما حداقل ۲ تفسیر در باره معانی همین آیاتی که ذکر کردید والبته بدون پیشداوری خواندید تا ببینید آیا خداوند اول کسی را کور میکند وبعد خود را اورا به جرم ندیدن حقیقت مجازات میکند؟آیا تاکنون از منابع مذهبی علت ارسال پیامبران را مطالعه کردید تا ببینید چرا مبعوث گردیده اند ؟آیا با عقل شما جور درمیاید که بعلت عدم پذیرش راهنمایی توسط برخی افراد برای هیچ انسانی راهنما فرستاده نشود ؟
    ۲-به دوست گرامی شماره ۲۵با نام behzعرض کنم آیا اینکه میگوید خورشید در جایگاه خود درحال حرکت هست لزوما به این معنی است که خورشید به دور زمین میچرخد؟آیا نمیدانید که خورشید بهمراه تمام منظومه شمسی در کهکشان راه شیری در حال حرکتند؟اتفاقا حرکت خورشید امروزه اثبات شده البته نه به دور زمین وچنین چیزی نیز از آیه قرآن برداشت نمیشود.
    یا آیادرمورد عدم سقوط اجسام که فقط در اثر منحنی فضا زمان هست ووجود جرم ناشناخته سیاه میشودلزوما متضاد با قانون اول وسوم نیوتن هست ؟
    -در مورد خوردن دوز مناسب الکل در کدام کتاب پزشکی توصیه میشود .؟در کتب مرجع پزشکی از قبیل آسیب شناسی رابینز ویا فیزیولوژی گایتون صرفا آمده میزان معینی از الکل موجب افزایش HDL میشود .اما بازهم زیانهای متعدد الکل در همین متون توضییح داده شده اند هرچند اخیرا خود این اثر مفید نیز توسط برخی مقالات مورد سوال واقع شده اما بهرحال هیچ کتاب مرجع پزشکی خوردن هیچ مقدار الکل را توصیه نمیکند وفقط جهت اطلاع عرض کنم این میزان افزایش HDLرا میتوان با ورزش ملایم روزانه تامین کرد البته اگر کسی بدنبال توجیه شرابخواری نباشد .وتازه همین هم درقرآن آمده است که قمار وشراب برای مردم اندک سودی دارد ولی مضار آن بیشتر است .اما درکجا صریحا گفته شده گوشت خوک هیچ مشکل بهداشتی ندارد .بازهم جهت اطلاع عرض کنم اصولا علم تجربی نمیگوید چیزی وجود ندارد بلکه میگوید من دلیلی برای وجود چیزی نیافتم بعبارتی مثلا من مشکل بهداشتی در گوشت خوک نیافتم نه اینکه وجود ندارد .وبازهم جهت اطلاعتان عرض کنم همین علم پزشکی علیرغم توصیه قرآن به شیر دادن کودک تا دوسال کامل تا بیست سال پیش میگفت دلیلی واضحی برترجیح شیر مادر بر شیرخشک نیافته است اما با پیشرفت علم امروزه به صراحت در کتب مرجع بیماریهای کودکان رجحان قطعی شیر مادر برهرنوع شیر دیگر بیان گردیده است پس به چه دلیل شما مطمئن هستید که تا بیست سال دیگر عوارضی هم برای گوشت خوک پیدا نشود.آیا شما تاکنون در جایی در باره ضرر نخوردن آب برای بدن بطور موقت مثلا حدود ۱۶ساعت در روز آنهم بمدت یک ماه مدرکی یافته اید ویا اینرا صرفا از اینکه مصرف آب مفید هست نتیجه گیری فرمودید.
    ۳-خدمت دوست عزیز شماره ۲۸با نام حامد عرض میکنم میشود به تفاسیر برای توضییح مراجعه کرد اما فقط بطور خلاصه بگویم فردی مانند مرحوم سیداحمد کسروی که احتمالا میدانید عقایدی ضدمذهبی دارد در باره قرآن ودرکتاب بهاییگری خودصفحه ۵۲ میگوید:
    گاهی نیز بهائیان چنین پاسخ میدهند که به قرآن نیز ایراد گرفتند .یکی از میسیونرهای مسیحی بنام هاشم شامی به قرآن چند ایرادی گرفته وآن دستاویزی در دست اینان (بهایئان)گردیده باید گفت قرآن درحجاز در میان عرب پدید آمدوکسی به آن ایراد نگرفت درجای خود همگی از استواری وشیوایی جمله های آن درشگفت شدند .اگر پس از هزار سال یک مسیونر مزدورمسیحی چند ایرادی به آن گرفته پیداست که چه ارجی به آن توان نهاد؟
    احتمالا میدانید خود سید احمد کسروی نویسنده ای مطلع بوده واینگونه از شیوایی قرآن تعریف میکند .البته من نخواستم از خود قرآن دلیل بیاورم که مثلا کفار در همان زمان قرآن را سحر (بعلت جذبه گفتاری )ویا شعر (بدلیل زیبایی )قلمداد میکردند.من دلسوزانه از آقا حامد عزیز میخواهم قبل نتیجه گیریهایی این چنین حداقل احتمال دهند معنی را به درستی متوجه نشده اند وبه یکی دوتفسیر مثل المیزان مراجعه نمایند.از آن گذشته حتما میدانید که قرآن برای تمام زمانها تحدی نموده است یعنی اگر فرد یا گروهی میتواند یک سوره مثل سوره های قرآن بیاورد وحتما میدانید تاکنون افرادی سعی کرده اند که هیچکدام هم موفق نبودند .
    در پایان ضمن آرزوی موفقیت برای تمامی دوستان مجددا یادآوری میکنم اگر از فساد تبعیض ظلم ناراحتید مشکل از دین نیست اگر به جراید قبل از انقلاب ونیز خاطرات افرادی مثل مرحوم امیر اسدالله علم مراجعه کنید خواهید دید تمام نابسامانیهای موجود ریشه ای طولانی دارد با آنکه در آن موقع حکومت مذهبی نبود.علاوه بر این در بسیاری از کشورهای جهان معضلات مشابه وحتی بدتر وجود دارد درحالیکه اصلا مسلمان نیستند.

  39. Aribarzano گفته:

    برو باباجان این یاوه ها چیه میگی؟‌ اگر راست می گی بقیه مهملات این قرآنت را بگو. منی از ته ستون فقرات می آد؟ یا رعد و برق حمله محافظین عرش الهی هستش علیه شیاطین؟ برو خجالت بکش. برو شرم کن. ۱۴۰۰ سال هستش که امثال تو این مزخر فات یک مشت عرب بی سر و پای دزد بچه باز را دارید ماله می کشید. بس نیست؟‌ آخه چه وقت دیگه می خواهین آدم بشین؟

  40. ناشناس گفته:

    درود

  41. ناشناس گفته:

    درود
    درود

  42. ناشناس گفته:

    یک

  43. ناباور گفته:

    از آنجاییکه نقل قول در اینجا کارساز نبود از فونت درشت استفاده کردم. این را نشان دهید.
    ——-
    پیش از هرچیز درود می‌فرستم و آفرین می‌گویم به بسیاری از کامنت‌گذاران اهل خرد و اندیشه انتقادی که نکته‌سنجی‌های خوبی نمودند. جای بسی امیدواریست دوستان. جای بسی امیدواریست ;)

    اینها از جفنگیات سایت قرآنولوژی است که مایه نشاط و خنده همگان است! دوست گرامی «مزدک بامداد» در تالار گفتگو ایرادهای این ادعاهای بی پایه را مطرح کرده‌اند. البته خود دوستان هم اگر به طور انتقادی به این مسائل بیاندیشند و کمی تحقیق کنند بهتر متوجه پوچ و بیهوده بودن این مسائل می‌شوند.

    با اینکه من علاقه‌ای به بحث‌های قرآنی ندارم؛ چون با توجه به پیشرفت‌های علم، صحبت کردن درباره خرافات و افسانه‌های ادیان را وقت تلف کردن می‌دانم. (ما داریم سر چی بحث می‌کنیم و دنیا الان کجاست!) با اینحال برخی از مسائل را از نوشته‌های بامداد و دیگران در اینجا می‌آورم تا شاید تاحدودی برای برخی مفید باشد. این را در وبلاگم هم نمی‌نویسم، چون علاقه‌ای به این مسائل سخیف ندارم.

    پیش از هرچیز خدمت مسلمانان گرامی که شاید اینها را بخوانند بگویم که قصدم ناراحت کردن شما نیست. تنها یک سری ادعاهای پوچی که در اینجا به قرآن نسبت داده شده رد می‌شود. اکثر مسلمان آگاه‌تر خودشان این مسائل را درک می‌کنند و هیچ وقت خام این مسائل نشده و آنها را عنوان نمی‌کنند. من می‌دانم که دلیل مسلمان بودن آنها این مسائل پوچ عنوان شده در این پست نیست. درود می‌فرستم به این دوستان مسلمانم. سخت نگیرید :)
    فاصله ستارگان
    فَلا اُقْسِمُ بِمَوَاقِع النُّجُومِ – وَ إنَّهُ لَقَسَمٌ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِیمٌ – إنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ
    واقعه: ۷۵-۷۷
    ” به فواصل ستارگان سوگند یاد می کنم – سوگندی ه وقتی فواصل را دانستید سوگند بسیار بسیار بزرگی خواهد بود – که این قرآن، قرآن پرباری است “

    بازگردان واقعی از تفسیر المیزان:
    فَلا أُقْسِمُ بِمَوَقِع النُّجُومِ(۷۵)
    وَ إِنَّهُ لَقَسمٌ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِیمٌ(۷۶)
    إِنَّهُ لَقُرْءَانٌ کَرِیمٌ(۷۷)
    پس به نام پروردگار عظیمت تسبیح کن (۷۴).
    مطلب آنقدر روشن استحاجت نیست به این که به سقوط ستارگان سوگند یاد کنیم (۷۵).
    (ولى یاد مى کنیم ) و این سوگند اگر بدانید بسیار عظیم است (۷۶).
    پس می‌بینیم که اینجا طرف با شیادی موقع را چیز دیگر ترجمه کرده و بعد آن را به ریش سال نوری و… چسبانده است! جالب اینجاست که حرفی از آسمان هفت طبقه! محل غروب خورشید! و دیگر مسائل علمی نزده!
    أأنتُمْ أشَدَّ خَلْقاً أم السَّمَاء بَنَاهَا – رَفَعَ سَمْکهَا فَسَوَّاهَا – وأغْطَشَ لَیْلَهَا وَ أخْرَجَ ضُحَاهَا
    نازعات: ۲۷-۲۹
    بَدیعُ السَّمواتِ وَ الاَرضِ
    انعام ۱۰۱
    «آیا آفرینش شما مشکل تر است یا منظومه شمسی؟ جوانب آن را بهم آورده غلظت آنرا بالا برد و آنرا ساخت ـــ و شب و روز را برای آن درست کرد»! « زمین و سیارات را نوآوری نمود».

    نازعات ۲۷-۲۹
    ءَ أَنتُمْ أَشدُّ خَلْقاً أَمِ السمَاءُ بَنَاهَا(۲۷)
    رَفَعَ سمْکَهَا فَسوَّاهَا(۲۸)
    وَ أَغْطش لَیْلَهَا وَ أَخْرَجَ ضحَاهَا(۲۹)
    بازگردان و ترجمه المیزان:
    آیا خلقت شما سخت تر است یا آفرینش آسمان که خدا بنایش کرده ؟! (۲۷).
    و سقف آن را بالا برده و آن را منظم ساخته ؟ (۲۸).
    شبش را تاریک و روزش را روشن کرده (۲۹).

    پس اینجا هم سما (آسمان) را با حقه بازی (منظومه شمسی) ترجمه کرده‌! تا بلکه آن را به ریش دانش بچسباند!
    در مورد انعام ۱۰۱ نیز با همان حقه بازی سما را منظومه شمسی ترجمه کرده و از خودش داستان بافته. ضمن اینکه:
    انعام ۱۰۱٫٫
    بَدِیعُ السمَوَتِ وَ الاَرْضِ أَنى یَکُونُ لَهُ وَلَدٌ وَ لَمْ تَکُن لَّهُ صحِبَةٌ وَ خَلَقَ کلَّ شىْءٍ وَ هُوَ بِکلِّ شىْءٍ عَلِیمٌ(۱۰۱)
    بازگردان و تفسیر المیزان:
    ایجاد کننده آسمانها و زمین است چگونه او را پسرى هست با اینکه او را زنى نبوده و همه چیز را آفریده و او به همه چیز دانا است (۱۰۱)
    وصف (( بدیع السموات والارض )) متضمن حجت بر استحاله فرزند داشتن خدا است .
    بَدِیعُ السمَوَتِ وَ الاَرْضِ …
    این جمله جواب از همان اعتقاد است ، و حاصلش این است که : داشتن فرزند حقیقى موقوف بر این است که قبلا همسرى اتخاذ شود و اتخاذ همسر براى خداى تعالى معقول نیست ، و با این حال دیگر از کجا فرزند خواهد داشت ؟ علاوه بر این ، خداى تعالى خالق و فاطر هر چیزى است ، و صاحب فرزند نمى تواند خالق فرزند خود باشد چون فرزند جزئى از پدر است که به وسیله عمل لقاح به محیط تربیتى رحم منتقل مى شود، و معقول نیست که جزء خداوند مخلوق خودش باشد این دو دلیل در جمله کوتاه (( بدیع السموات و الارض )) نهفته است چون وقتى خداوند به وجود آورنده همه اجزاى آسمانها و زمین باشد دیگر چه چیزى باقى خواهد ماند که بتواند همسر خداوند بوده باشد، ..
    http://www.ghadeer.org/qoran/almizan/j7/miz00032.htm

    پس اینجا هم بدیع را نوآوری ترجمه کرده و آسمان ریسمان به هم بافته.
    فاصله گرفتن سیارات و زمین از همدیگر
    اَوَلم یَرَ الَّذینَ کَفرَوُا اَنَّ السَّمواتِ وَ الارضَ کانَتا رَتقاً فَفَتَقناهُما
    انبیاء ۳۰
    اَللهُ الَّذی رَفَعَ السَّمواتِ بِغَیرِ عَمَدٍ تَرَونَها
    رعد ۲
    وَ السَّماءَ رَفَعَها وَ وَضَعَ المیزانَ
    رحمن ۷
    «آیا کسانیکه بخدا ایمان ندارند نمی توانند ببینند کـه زمین و سیارات منظومه شمسی در آغاز “بهم چسبیده” بـودند بعد آنها را با نیرو از هم باز کردیم»؟
    «خدا آنست که سیارات منظومه شمسی را با ستونهائی که آنها را نمی بینید بلند کرد».
    «و سیارات منظومه شمسی را بلند کرد و در آن ( در منظومه شمسی) تعادل ایجاد نمود».

    اینهم بیخود است، چون نیروی گرانش به ستون ربطی ندارد
    و زمین مرکز جهان و مرکز گرانش نیست که آسمان و یا
    سیاره ها بر سر ما بیفتند! و سیاره ها هم از این رو ” بلند”
    کرده نشده اند، چون راستای بالا در کره ی زمین مطرح است
    و نه در کیهان و منظومه ی شمسی!
    دیگر اینکه مانند همیسه، این سارلاتان ها، بازهم ” سماء”
    را ” سیارات”!! و منظومه ی شمسی معنی کرده اند که چنین
    نیست. شما در قران یک آسمان لایه ای سفت و سقف مانند
    است. از اینجا
    وجود ۱۱ سیاره
    قالَ یُوسِفُ لابیهِ یا اَبَتِ إنّی رَایتُ أحَدَ عَشَرَ کُوکَباً وَ الشَّمسِ وَ القَمَرَ رَأیتهُم لی ساجدینَ
    « یوسف به پدر خود گفت: پدرم! من یازده سیاره دیدم و خورشید و مـاه را دیدم که برای من سجده می کرده اند».
    یوسف ۴

    اگر هر جرم و سنگ و سیارک! فضایی
    را ، ” سیاره” بدانیم که بسیار بیش از
    ١١ است و اگر خیر، که هشت سیاره
    که شایسته ی این نام باشند، در گردار
    خورشید داریم و سخن این شیاد و رویای
    جناب یوسف همه افسانه میشوند ! ( پلوتون
    هم دیگر سیاره شمرده نمیشود چون از یک مرز ویژه
    کوچکتر است و این اقای رمال سایت شارلاتانی
    قرانولوژی باید اگاهی های خود را بروز کند!) (Mazdak Bamdad)
    خورشید
    وَ الشَّمْس وَ ضُحَاهَا – وَ الْقَّمَرِ إذا تَلَاها – وَ النَّهَارِ إذا جَلاهَا – وَ اللیْل إذا یَغْشَاهَا
    شمس ۱-۴
    « سوگند به خورشید و پرتو آن ــ و به ماه وقتیکه آنرا بازتاب می دهد ــ و به روز وقتیکه آنرا متجلی می کند ــ و به شب وقتیکه آنرا می پوشاند»

    نور خورشید نور اصلی و نور ماه نور بازتابی است
    هُوَ الَّذى جَعَلَ الشَّمسَ ضِیاءً وَ القَمَرَ نُوراً
    یونس ۵
    «اوست که خورشید را نور اصلی و ماه را نور بازتابی قرار داد».

    تلاها به معنی به دنبالش رفتن است. یعنی ماه در پس آن می‌آید. در هر زبانی معنای واژگان تغییر می‌کند. با این حال اگر دوست دارید آن را اینطور ترجمه کنید، باز هم چیز خاصی نیست!

    اینکه ماه نور از خودش ندارد و نور خورشید را بازمی‌تاباند هزار سال پیش از محمد برای یونیانیان باستان آشنا بوده است. مثلا ارسطور (۳۸۴-۳۲۲ B.C) در مورد شکل زمین به این نتیجه رسید که زمین کروی است. یکی از دلایلش این بود که ماه‌گرفتگی زیر سایه زمین قرار می‌گیرد و از آن خارج می‌شود و سایه افتاده روی ماه همیشه گرد بود و این نشان می‌داد که کروی است. چون فقط یک جسم کروی همیشه سایه گرد دارد. اگر مثلا زمین یک دیسک بود، گاهی اوقات نور خورشید به لبه های آن برخورد می‌کرد و درنتیجه سایه افتاده روی ماه یک خط بود.
    از این نکته نتیجه می‌شود ارسطو می‌فهمید که نور آمده از ماه یک بازتاب بود.
    حرکت خورشید
    وَ الشَّمسٌ تَجرى لِمُستَقَرٍّلَها
    یس ۳۸
    «و خورشید در قرارگاه خود در حرکت است»!

    این هم بازگردان و سفرنگ تازه ی این شارلاتانهاست.
    در قران، کیهانشناسی بتلمیوسی نمایانده شده که در آن،
    جای استقرار خورشید، یک گوی بلورین بنام فلک خورشید
    است و بهمراه گردش این گوی کریستالی، خورشید هم بگرد
    زمین میگردد، درست مانند ماه که به فلک خودش چسبیده است
    و برای همین هم خورشید و ماه همواره در پیوند با شب و روز
    ” گردنده” نمایانده میشوند. تازه جای خورشید در مرکز منظومه ی
    خورشیدی هم ” ثابت” ! و مشخص نیست. هیچ چیزی در کیهان
    جای ثابت و مشخص ندارد و جا ها همواره نسبی و در دگرگونی
    جاودانی هستند. (مزدک بامداد)
    همچنین توضیح کامل جناب جوینده در اینجا: http://jadal.blogfa.com/post-14.aspx
    ماه و خورشید در تناسب می باشند
    اَلشَّمسُ وَ القَمرٌ بِحُسبانِ
    رحمن ۵
    « خورشید و ماه در تناسب هستند».
    قطر خورشید ۱۴۰۰۰۰۰ کیلومتر است قطر ماه ۳۵۰۰ کیلومتر. فاصله خورشید تا زمین ۱۵۰۰۰۰۰۰۰ کیلومتر است. و یکی از فاصله های متوسط ماه تا زمین ۳۷۵۰۰۰ کیلومتر است.
    تناسبی که مـیان آنها وجـود دارد این است که: قطر خورشید ۴۰۰ بار از قطر ماه بزرگ تر است و ۴۰۰ بار نیز از ماه دورتر است! به این خاطر تقـریباً به یک اندازه به نظر می آیند و در خسوف کامل تقـریباً بر هم منطبق می شوند.

    بازگردان درست ایه:
    خورشید و ماه با حساب منظمى مى‏گردند، (۵)
    و گیاه و درخت براى او سجده مى‏کنند! (۶)

    تقلب اصلی در بازگردان ایه است.
    +قطر خورشید ۱۳۹۱۰۰۰ کیلومتراست:
    Equatorial radius6.955×۱۰۸ m
    قطر ماه ۳۴۷۶ کیلومتر
    Equatorial radius1,738.14 km (0.273 Earths)
    ماه در حال دور شدن و خورشید در حال بزرگ شدن است. (اینجا)
    خشکی ها از هم دور شده
    وَ الارضَ مَدَدناها
    حجر ۱۹
    «و خشکی ها را دور بردیم».

    کل آیه (حجر ۱۹)..
    وَ الاَرْض مَدَدْنَهَا وَ أَلْقَیْنَا فِیهَا رَوَسىَ وَ أَنبَتْنَا فِیهَا مِن کلِّ شىْءٍ مَّوْزُونٍ(۱۹)
    بازگردان و تفسیر المیزان:
    و زمین را گستردیم و در آن کوههاى ریشه دار نهادیم و نیز از هر چیزى موزون در آن رویاندیم (۱۹)
    پس می‌بینیم که خبری از تکه تکه شدن و این حرفها نیست!
    از زمین کم می شود
    اَوَلم یَرّوا أنًّا نأتِىَ الارضَ نَنقُصُها من أطرافِها
    رعد ۴۱
    «آیا نمی بینند ما رفته رفته از زمین از اطراف آن کم می کنیم»؟

    من نمی‌دانم خارج شدن گاز و گرما و انرژی را از کجای این آیه دریافت کرده‌اند! در ضمن این چیز خاصی نیست. این همه دانشمندان دوران باستان حرف‌های دقیقتر و درست‌تری زده اند که امروز به وسیله دانش کشف شده. ولی این ارتباطی با اجنه و خدا و این خرافات ندارد! مثلا وقتی دموکریتوس گفته تمام جهان از ذرات ریز نادیدنی به نام اتم تشکیل یافته کار عجیبی نکرده‌است! از اینجور حرفهای بدون مدرک زیاد می‌توان زد که برخیش تا حدودی درست از آب می‌آید و برخیش غلط.
    پایین ترین سطح خشکی زمین
    فِی أَدْنَى الأَْرْضِ وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَیَغْلِبُونَ

    یکی از ترفند های سایت قران شناسی/اسلامیون تحریف معانی ایات است.
    برای نمونه هیچگاه در این آیات سوره ی روم، ادنی پست ترین
    بکار برده نشده و نگفته است که در ” پست ترین سرزمین”
    بلکه گفته در سرزمین نزدیک*، که با ماست مالی شده سرزمین
    پست تر (به قلب از اسفل) و گفتند حال که پست تر شده،
    چرا پست ترین نشود!!
    شوخی بزرگتر در این ۳ تا ۹ سال است که بازگردان
    ( بضع سنین ) تازی در آن آیات است که الله مانند
    فالبین های مردد، نمیگوید چند سال و چون به تجربه
    گاه ایران و گاه روم پیروز میشدند، سر انجام یک روزی
    هم پس از مدتی، رومیان پیروز میشدند. ادامه
    میزان آب و خشکی زمین
    واژه «بَـحْـر» به معنی دریا ۴۱ بار در قـرآن بکار رفـته و واژه «بَـرّ» به معنی خشکی ۱۲ بار. «۱۲» بـار ۲۹ درصـد «۴۱» بار است. خشکی سـطح زمـیـن نیز ۲۹ درصد است و ۷۱ درصد بـقـیه آن آب است.

    نمونه‌ای از تلاش وافر برای پیداکردن یک نسبت! کسی نیست به آنها بگوید که اصلا مگر نسبت مهم است! به هر حال اینطور که ادعا شده واژه بر ۱۲ بار استفاده شده و بحر ۴۱ بار. اگر بخواهیم از منطق این افراد استفاده کنیم، کل مساحت زمین باید ۱۲ +۴۱= ۵۳ پس ۵۳ می‌شود ۱۰۰% مساحت زمین. به این طریق میزان آب و خشکی می‌شود تقریبا ۲۳ به ۷۷!
    طرف برای اینکه یک عدد کمی شبیه تر دربیاورد با حقه‌بازی ۱۲ بار دریاها را از داخل ۴۱ بار خشکی‌ها حساب کرده! درحالیکه بر به معنای خشکی یعنی زمین خشک است!
    جدا از اینها کل مساله یک مقداری مضحک است! گویا با گرمایش زمین و تغییر مساحت خشکی‌ها و دریاها این به اصطلاح معجزه نقش برآب می‌شود!

    = در پایان باید بگویم که من این مهملات را به پای همه مسلمانان نمی‌گذارم، چون اکثر مسلمانان آگاه‌تر (بسیاری از دوستان من) این مسائل را قبول ندارند و عنوان نمی‌کنند. شاد باشید دوستان

  44. خاوری گفته:

    سلام بر همه ی دوستان
    دور روز نبودم و عذرخواهی می کنم

    اینقدر کامنت ها زیاد بود که من تعجب کردم…………
    الان قصد دارم که به کامنت های شما پاسخ بدهم….

    جوب کامنت شماره ۳ :
    اولا این آیه بصورت علمی ترجمه شده است دوما اگر به انسان های ۱۰۰ سال قبل می گفتند منظومه شمسی آیا آنها می فهمیدند معنی این کلمه چیست و از کجا آماده است ؟؟؟؟؟

    جواب کامنت شماره ۶:
    بابا تو دیگه چقدر بی سوادی ……….. آبروی ایرونی رو بردی….بابا درصد از صده نه ۵۱ ……
    ۱۰۰/۵۳*۴۱

    کامنت شماره ۱۹ :
    هر کسی ملتی که استقلال خودش را از دست داد ، بدبخت می شود…
    معما وقتی حل میشه آسون میشه

    کامنت شماره ۲۳:
    این آیات علمی نشان از آن نیست که قرآن کتاب علمی است بلکه اثباتی است که نشان دهد این قرآن از سوی پرودگار بر پیامبر نازل شده است

    بقیه دوستان که کامنت گذاشتن و جوابشون ندادم منو ببخشند چون واقعا برای چنین جواب های ابلهانه ای من هیچ پاسخی ندارم که بدهم.

    ای دوست چشم دل را باز کن که روشنی بینی

  45. خاوری گفته:

    اقای ناباور به زودی نیز جواب شما را خواهم داد
    شما باید بدانید که قرآن کتاب علمی نبوده است و فقط برای ثابت کردن اینکه از طرف خداوند است

  46. ناباور گفته:

    “شما باید بدانید که قرآن کتاب علمی نبوده است و فقط برای ثابت کردن اینکه از طرف خداوند است.”

    درود خاوری گرامی. خب اگر شما می‌گوید کتاب علمی نبوده پس چه اصراری دارید که این مهملات را بچسبانید به آن؟ خب بسیاری از خود مسلمانان هم به این توجیهات می‌خندند! فکر می‌کنم پیش از هرچیز باید چند نکته را در نظر داشته باشید.

    نخست اینکه برای ناباوران، قرآن و انجیل و… هیچ تفاوتی با دیگر کتاب‌ها ندارند و علاقه خاصی هم به اینطور کتاب‌ها ندارند. روش آنها این است که این کتاب‌ها را بدون وضو! مانند هر کتاب دیگری برمی‌دارند و می‌خوانند. بعد با خودشان تحلیلی می‌اندیشیند که آیا این نوشته‌ها باید توسط یک خالق نوشته شده باشند یا نه. دوستان سعی کنند به طور تصادقی مثلا قرآن را باز کنند و بدون پیش‌داوری به عنوان یک “متن عادی” بخوانند. به این می‌گویند اندیشه انتقادی تحلیلی که متاسفانه در مدارس ایران تدریس نمی‌کنند. (به همین دلیل اکثرا آشنایی ندارند) در ضمن از این کتابها در جهان بسیار هست و نباید وقت پرارزش را زیادی صرف آنها کرد. آسمانی نبودن آنها آسان دریافت می‌شود و نیازی به وقت تلف کردن زیادی نیست. از این ادعاهای بی مدرک در جهان پر است.

    امروزه اکثر مسلمانان و مسیحیان و… پیشرفته‌تر دیگر مفهوم روش علمی را دریافته‌اند و این مسائل را برای اثبات کتاب خود به کار نمی‎برند. آنها اذعان دارند که باور آنها براساس “ایمان” است. در ضمن خیلی از آنها که با دانش آشنا هستند داستان‌های افسانه‌ای چون آدم و حوا، کشتی نوح، زندگی در شکم نهنگ و… را تنها افسانه پندآموز می‌دانند! که البته به این روش نمی‌توانند دینشان را برای جامعه علمی اثبات کنند.

    دوم اینکه گویا نویسنده این پست (که احتمالا شما نیستید) کوچکترین اطلاعی از روش علمی نداشته است. اینکه چیزهایی در قرآن یا کتب دیگری آمده باشد چیز مهمی نیست. دانشمندان غیرمسلمان هم هیچ چیز علمی بسیار دقیق و خاصی از آیات انجیل و قرآن و… پیدا نکرده اند که بشود آن را معجزه خواند. باید دقت شود که برای ناباوران که علاقه‌ای به قرآن ندارند، شما باید چنین مطلب علمی ذکر کنید:

    منطقی و بسیار دقیق باشد؛ آزمون پذیر باشد و ابطال پذیر. همچنین با ذهن آزاد مقایسه و بررسی شده باشد و پیش‌داوری‌ها روی نتیجه‌گیر تاثیری نداشته باشند. ضمن اینکه با دقت بسیار بسیار بسیار بالایی گفته شده باشد که به هیچ وجه نتوان آن را با شانس و یا مبهم و دیگر روش‌ها توضیح داد. این خیلی ساده است. مثلا بسیاری از یونیان باستان چیزهایی گفته اند بسیار بسیار دقیقتر و بهتر و درست‌تر از قرآن و دیگر کتب به اصطلاح الهی که برای آن دلیل هم داشته اند! این عجیب نیست! حتی بسیاری از مفاهیم بسیار نوین علمی به شکلی در کتب یونیان باستان و دیگران اشاره شده است. مثلا وجود اتم توسط دموکریتوس. ولی این چیزی را اثبات نمی‌کند چون به روش علمی نبوده. یا مثلا اگر به کتب خرافی هندوهای باستان مراجعه کنید می‌توان خیلی چیزها را به ریش دانش نوین ببندید! ولی این مهم نیست. نویسنده این مطلب هیچ اطلاعی از روش علمی نداشته است.

    اشتباه شیادانی که از کتاب‌هایی مثل انجیل و قرآن و دیگر کتب گوناگون ادعای مطالب علمی می‌کنند این است که از روش علمی استفاده نمی‌کنند. در روش علمی پیش‌زمینه ها نباید هیچ تاثیر مستقیم و غیرمستقیمی روی نتیجه داشته باشند. مشکل این افراد این است که یک چیزی را از علم نوین “می‌دانند” و می‌گردند تا به زور آن را به بخشی از کتابشان بچسبانند. این کاملا غلط است. به این روش خیلی نتیجه ها می‌توان گرفت! شما اگر کتاب آموزش آشپزی را هم با این نیت بردارید که حتما چیز خاصی در آن است، به زور چیزهای خاصی در آن پیدا می‌کنید و با کمی ذوق می‌توانید بسیار نتیجه‌ها از آن بگیرید و آن را به دانسته‌های علم بچسبانید! این روش اشتباه است.

    با این روش شیادانه می‌توان مثلا این بیت زیر را نیز معجزه خواند!!!
    دل هر ذره را که بشکافی – آفتابیش در درون بینی
    :) راهش این نیست گرامی! این مسائل چیز خاصی نیست.

    شاد باشید

  47. خاوری گفته:

    باشه ……… از راه دیگری وارد می شوم………

    اول باید خدا را باور داشت
    سپس باید پیامبران خدا را باور داشت
    بعدش باید کتاب های خداوند را باور داشت و
    بعد باید احکام خداوند را باور نداشت..

    من که هنوز به پله ی اولی نرسیدم پریدم روی پله ی سومی ،
    پام نرسید، سر خوردم، با کله افتادم زمین

  48. حسین گفته:

    سلام ناباور گرامی
    خیلی جالب نوشتید .نوشتارتان مخلوطی از درست وغلط بود مثلا این گفته :” اگر به کتب خرافی هندوهای باستان مراجعه کنید می‌توان خیلی چیزها را به ریش دانش نوین ببندید!”همین جمله البته مودبانه تر توسط علامه طبا طبایی نسبت به اوستا گفته شده به این معنی که گفته اند”در گاتها که از قدیمیترین واصیلترین متون اوستا هست سخن از معانی ظریف عرفانی شده که چون آن معانی ظریف را نمیتوان در الفاظ انسانی جای داد (بعبارتی الفاظ انسانی کشش بیان آن معانی را ندارند)ظاهرمتون شرک آمیز گردیده است ”
    میبینید که حتی مفسرین بزرگ هم سایر متون غیر از قرآن را خالی از حقیقت ندیده اند.بنابراین اگر در متون قدیمی ویا حتی بعداز این یونانی حقایقی منطبق با علوم ۱۰۰۰سال دیگر یافت شود چیز عجیبی نیست اما در مورد قرآن مسئله کاملا متفاوت است .قرآن کتاب علمی نیست اما بعنوان یک معجزه اعلام مبارزه طلبی میکند وبسیار صریح هم میگوید که اگر میتوانید حتی یک سوره شبیه قرآن بیاورید .البته من فکر میکنم شما دوست گرامی معنی معجزه وشرایط آنرا میدانید بنابراین توضییح بیشتری نمیدهم فقط به همین اکتفا میکنم که تاکنون علیرغم تلاش برخی کسی نتوانسته است سوره ای هرچند کوچک مشابه قرآن بیاورد .براستی آیا شما تاکنون شنیده اید که در هرکتابی اعم از انجیل تورات نویسنده مدعی شود که کسی مشابه این متن را نمیتواند بگوید وواقعا هم سایرین از نوشتن چنان متنی عاجز باشند .

  49. حسین گفته:

    از نوشته تو و دوستی که با نام حسین کامنت های روشنی گذاشتند؛ ممنون هستم.
    در ضمن اگرهم ناباور لطف کند، هر جیزی که خودش می پسندد از زبان “بسیاری از مسلمانان” نگذارد و به عنوان سخنگوی “بسیاری از مسلمانان” عمل نکند، شاید قابل قبول تر باشد.

  50. خاوری گفته:

    حسین جان خوب نوشتی …….. ممنون از راهنمایی

  51. ناباور گفته:

    حسین گرامی،
    با سپاس. البته منظور من از گفتن آن این بود که در هر متنی بگردید و زور بزنید می‌توانید آن را به ریش علم یا هر چیز دیگر ببندید!! منظور من تنها این بود. فرمودید:

    “قرآن کتاب علمی نیست اما بعنوان یک معجزه اعلام مبارزه طلبی میکند وبسیار صریح هم میگوید که اگر میتوانید حتی یک سوره شبیه قرآن بیاورید .البته من فکر میکنم شما دوست گرامی معنی معجزه وشرایط آنرا میدانید بنابراین توضییح بیشتری نمیدهم ”

    خب اولا خوشحالم که به این ادعاهای پوچ غیرعلمی که در این پست امده نپرداختید. در مورد این هم که معجزه قرآن زیبایی آن است و اینکه شبیه آن بیاوریم باید بگویم که به نظر من ناباور این «مضحک ترینِ» ادعای ممکن است! زیرا:

    ۱٫ زیبایی معیار جهانی ندارد و به نظر برخی یک چیز زیباست و به نظر شخص دیگر خیر! به نظر من مثلا قرآن زیبا نیست! حالا با چه معیاری می‌توانید به من بگویید که زیباست. مثلا این آیه:
    سوره نساء (زنان) آیه ۱۵ صفحه ۸۱

    وَاللاَّتِی یَأْتِینَ الْفَاحِشَةَ مِن نِّسَآئِکُمْ فَاسْتَشْهِدُواْ عَلَیْهِنَّ أَرْبَعةً مِّنکُمْ فَإِن شَهِدُواْ فَأَمْسِکُوهُنَّ فِی الْبُیُوتِ حَتَّىَ یَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ یَجْعَلَ اللّهُ لَهُنَّ سَبِیلاً.

    و از زنان شما آنان که مرتکب فحشا میشوند، از چهار تن از خودتان بر ضد آنها شهادت بخواهید. اگر شهادت دادند آنها را در خانه محبوس کنید تا مرگشان فرا رسد یا خدا راهی در پیش پایشان نهد.

    یا مثلا:
    سوره نساء (زنان) آیه ۲۴

    وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ کِتَابَ اللّهِ عَلَیْکُمْ وَأُحِلَّ لَکُم مَّا وَرَاء ذَلِکُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِکُم مُّحْصِنِینَ غَیْرَ مُسَافِحِینَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَیْکُمْ فِیمَا تَرَاضَیْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِیضَةِ إِنَّ اللّهَ کَانَ عَلِیمًا حَکِیمًا.

    و نیز زنان شوهردار بر شما حرام شده اند، مگر آنها که به تصرف شما در آمده باشند (منظور زنانی است که در جنگ اسیر مسلمانان شده باشند.). از کتاب خدا پیروی کنید. و جز اینها زنان دیگر هرگاه در طلب آنان از مال خویش مهری بپردازید و آنها را به نکاح درآورید نه به زنا، بر شما حلال شده اند. و زنانی را که از آنها تمتع میگیرید واجب است که مهرشان را بدهید. و پس از مهر معین در قبول هرچه دو بدان رضا بدهید گناهی نیست. هر آینه خدا دانا و حکیم است.

    به نظر من که از خارج به قضیه نگاه می‌کنم بسیار زشت است! و هیچ علاقه ای هم به آن ندارم. حالا با هر شعر و شاعری نوشته شده باشد اینها مسخره اند. همه مسائل جن و پری و زندگی در شکم نهنگ و آدم و حوا و تیرزدن شیطان و… هم به نظر من به غایت پوچ و زشت و خرافی هستند.

    ۲٫ مساله مضحک دیگر آن است که یک معجزه باید توسط همه عالم قابل دریافت باشد. مثلا برای من که زبانم عربی نیست این چه مفهومی می تواند داشته باشد! من هیچ علاقه ای به این زبان ندارم و برایم یک زبان است مانند دیگر زبان ها! بعضی ادعا می کنند که برای اینکه به معجزه بودن نثر قرآن پی ببرید باید کاملا با عربی آشنا باشید. خب این خیلی مضحک است برای یک غیر عرب زبان! در ضمن خب به طور حتم برای غیر عرب زبان، عربی گفتن سخت است!!! خود اعراب هم قطعا جرات مخالفت ندارند با این قوانین وحشیانه به خاطر ارتداد در اسلام عزیز!

    ۳٫ اصولا نوشته معجزه محسوب نمی شود چون بالاخره یک تعداد کلمات است که کنار همدیگر قرار می‌گیرد! اتفاقا مثلا می توان در یک آیه قرآن به جای “بکش” کلمه مدارا کن و با ناباوران بحث منطقی کن و با آنها خوب رفتار کن و ازدواج و دوستی کن را قرار داد! در این صورت آن آیه بسیار زیباتر و انسانی تر می‌شوند!!

    در هر حال این پوچ ترین ادعای ممکن است! به هر حال برای من ناباور که هیچ علاقه ای به قرآن ندارم و به هیچ وجه آن را برتر یا بدتر از انجیل و دیگر کتب خرافی نمی‌دانم این چیزها وقت تلف کردن خالیست. دوستان علاقه مند به این مسائل بسیار هستند که من شما را به آنها حواله می‌دهم:
    آیه ای مثل قرآن بیاورید

    فصاحت و بلاغت در قرآن

    خودآموز قرآن سرایی به زبان ساده

    در ضمن سایت اصلی زندیق توسط عده ای تروریست متعصب هک شده و مقالات خاص این مطلب هم اکنون در دسترس نیست. سایت آنها در حال بازسازی است. بروید آنجا قشنگ بحث کنید. ضرر نمی‌کنید!

    به هر حال در پایان این یک مساله سلیقه ای است. یکی خوشش می آید و یکی نه! یاد خاطره جالبی افتادم از یکی از دوستان بیخدا. گویا یکبار فردی کلیک کرده بوده و به او می‌گفته اگر راست می‌گویی یک آیه مانند قرآن بیاور. دوست ناباور ما هم می‌رود برای امتحان طرف یک آیه از وسط قرآن برمی‌دارد و برای این مسلمان می‌خواند. طرف درجا اخم می‌کند و می‌گوید اینها چیست؟!! به نظر من این اصلا زیبا نیست! دیدی نتوانستی!!! :) کلا این مساله از اساس چیز بی‌منطق و مضحکی است.

    به دومین حسین عزیز: خب البته شما درست می‌گویید. همه مسلمانان اینطور نیستند. ولی من مسلمانان منطقی‌تر بسیاری را دیده ام که این مهملات را قبول ندارند و عنوان نمی‌کنند. منظورم آنها بود. ( به کامنت قبلی من مراجعه کنید)

    شاد باشید دوستان

  52. علی.م گفته:

    ?????

  53. علی.م گفته:

    پس چرا پاسخها را نشون نمیدین؟

  54. علی.م گفته:

    ۱- همه تا اونجایی که تونستند با منطق و ادب نظرشونو دادن بجز کامنت ۳۴ (مهدی) .کسانی که مثه ایشون در ابتدای بحث نمیتونن خودشونو کنترل کنن و همه جور حرف زشتی به طرف مقابل میزنن حداقل اسمی از دین و قرآن نیارن تا خدای نکرده کسی فکر نکنه تربیتشون به دین ربطی داره. اسمی از دین نیارن تا فکر کنیم مشکل تربیتیشون از جای دیگه آب میخوره.

    جواب آقای خاوری کامنت۴۴:

    جواب فرمولی که نوشتم ۰٫۲۲میشه که معادل ۲۲% میشه نه ۲۹% شما.دقت کنید آقای ناباور هم به این مورد اشاره کرده بودن.
    به هر صورت حاشیه نرید قبول کنید درصدهای محاسباتی شما خطای زیادی داشت.
    به هر صورت از این که جواب دادین ممنونم.

  55. مهدی گفته:

    پاسخ به علی.م

    شما و امثال شما هر نوع دروغ و افترایی را که بلد بودید (صد البته که راهنما و مشوقتان هوای نفستان بود و معلم بزرگتان شیطان لعنت شده) را تا جاییکه توانستید به خداوند متعال نسبت دادید . البته که خدا جزای شماها را به زودی خواهد داد

    حال چگونه است که اینچنین با حرفهای من (که آنرا نسبت ناروا به خود می دانید و تاشی از تربیت دینی من!) زبان به اعتراض باز می کنید؟

    شما گفتید “همه تا اونجایی که تونستند با منطق و ادب نظرشونو دادن بجز کامنت ۳۴ (مهدی)”
    بهتر است یک بار دیگر کامنتهای رفقا و همفکرانتان را بخوانید ببینید منطق و ادب کامنتهای ۱۳-۱۵-۳۳ و غیره را.

    با شما باید با زبان خودتان صحبت نمود .

    از جناب حسین هم بابت مطالب تا حدی صحیحشان تشکر می کنم .

  56. علی.م گفته:

    پاسخ به مهدی:
    کامنتهایی که اشاره کردی نه ادعای دین داشتند نه آیات قران تو کامنتشون گذاشتند.شما هم آیه قرآن میارید هم کسانی که مخالف نظر شما را دارن با استناد به آیات قرآن خر و الاغ مینامید.امثال شما هستند که همه را از دین وقرآن زده میکنند.

    به جای اینکه وقت بذاری آیه قرآنی پیدا کنی که به استناد اون مردم را خر خطاب کنی وقت بذار آیاتی را پیدا کن که در اون:
    ۱-به کروی بودن زمین و چرخیدن آن اشاره کند.
    ۲-به این که باران از دریا بوجود میآید.(در همه جای قرآن اشاره به این است که آب”ماء” از اسمان نازل میشود مثل وحی.گویا منشاء زمینی ندارد).
    شاید به این وسیله خدمتی به اسلام انجام دهی و ما را که بقول شما منحرفیم و معلممان شیطان است از راه انحراف بیرون بیاوری.

  57. خاوری گفته:

    جواب من به آقای ناباور این است کسی که خدا را باور ندارد چگونه می تواند قرآن را باور داشته باشد /………………. چون ابتدا باید خدا را باور داشته باشد

  58. مهدی گفته:

    پاسخ به علی.م

    برای هر انسان حقیقت جویی که در پی رسیدن به کمال الهی است به اندیشیدن و تدبر در آیات الهی دعوت شده است و هر کس به اندازه ظرفیت و گنجایش عقلی خود برداشتی از آیات الهی خواهد داشت .

    آنچه که انسان در طول حیات مادی خود و با علم خود به کشف آن نایل آمده است در واقع قطره ای از اقیانوس نا متناهی است .

    حتی همین سوالاتی که شما پرسیده ای (که الان جز بدیهیات است) جز بسیار کوچکی از واقعیات امروزی است. بنابراین اگر من بخواهم با استناد به قرآن جواب شما (اینکار امکان پذیر نیست چون اصلا به آیات خدا اینقدرعلم ندارم)را بدهم بلافاصله سوالات دیگری مطرح خواهد شد (مغرضانه یا منصفانه فرقی نمی کند.) لذا پاسخ با این سوالات گره از مشکل هیچ کس نخواهد گشود و مشکل کماکان باقیست .

    نظرات را که می خواندم متجه شدم افراد سه دسته بودند:
    ۱) گروهی کلا خدا و قرآن را زیر سوال برده و افترا و دروغ و تهمت زده اند – خوب حساب این گروه کاملا جداست

    ۲) گروهی در آیات خدا شک کرده اند

    ۳) گروهی هم به تفسیر این آیات خرده گرفته بودند – مثلا نسبت خشکی به اقیانوس ۲۲% میشه نه ۲۹% و …

    خوب حالا ما چطور بفهمیم قرآن به اینها پاسخ داده است؟
    آیا هیچ در مورد “لوح محفوظ” خوانده اید؟ قرآن چندین بار این لوح محفوظ اشاره کرده است

    “آنچه در جهان آفرینش از کوچک و بزرگ پدید مى‏آید، همگى نمودهایى از قدرت و علم بى‏پایان الهى است و همه‏ى این پدیده‏ها بر اساس اراده ومشیت‏خداوند و مطابق با برنامه‏هایى است که از پیش تعیین شده و در کتاب تکوینى الهى نوشته شده است.
    در متون اسلامى از چندین کتاب که مربوط به جهان خلقت و عالم تکوین است، خبر داده شده که سرنوشت انسان وجهان را دربرگرفته و از تولد و مرگ اشخاص تا پیدایش و زوال تمدنها و از سعادت و شقاوت انسانها تا قسمت روزى میان آنها وبالاخره هر حادثه‏اى که براى هر انسانى اتفاق مى‏افتد، در آن کتابها با قلم تقدیر رقم زده شده است و در مقابل آن قرآن کریم قرار دارد که کتاب تشریعى خداوند است.
    طبق آیات و روایات موجود، تمام پدیده‏هاى هستى از کوچک و بزرگ در دو کتاب یا لوح تکوینى نوشته مى‏شود که هر کدام از آنها ویژگى خاص خود را دارند وعبارتند از:
    ۱٫ لوح محفوظ که گاهى از آن به «ام الکتاب‏» و «کتاب مسطور» و «رق‏منشور» و «کتاب مکنون‏» و«کتاب حفیظ‏» تعبیر آورده شده است و به طورى که توضیح خواهیم داد، آنچه در این کتاب ثبت‏شده قابل تغییر نیست ودگرگونى در آن راه ندارد.
    ۲٫ لوح محو و اثبات که محل ثبت‏حوادث و اتفاقاتى است که به مرحله‏ى فعلیت‏خواهد رسید و به طورى که از نامش پیداست آنچه در آن نوشته شده قابل تغییر و تبدیل است.
    در آیه‏اى که مى‏خوانیم از هر دو کتاب یاد شده است:
    «یمحوا الله ما یشاء ویثبت وعنده ام الکتاب‏» (رعد/۳۹).
    «خداوند آنچه را که مى‏خواهد محو مى‏کند و آنچه را که مى‏خواهد ثبت مى‏کند و کتاب ما در نزد اوست‏».
    طبق این آیه، خداوند در عالم تکوین دو کتاب دارد:یکى کتابى است که هرگاه بخواهد، چیزى را که در آن ثبت‏شده مى‏زداید ویا چیزى را که در آن نیست ثبت مى‏کند، یعنى مربوط به تغییراتى است که در قضاى الهى حاصل مى‏شود و دیگرى کتابى است که ریشه‏ى تمام پدیده‏هاى عالم است و نوشته‏هاى آن قابل تغییر نیست.”

    خوب با توجه به مطالب فوق اگر چه به ظاهر نمی توان در قرآن کروی بودن زمین یا زمینی بودن منشا آب باران را یافت ولی قطعا همه این علوم و اسرار در ام الکتاب وجود دارد.
    برای مطالعه بیشتر از شما دعوت می کنم از سایت زیر دیدن بفرمایید :

    http://www.porsojoo.com/fa/node/3703

    ————————————————–
    1- از کلیه انسانهای شریف و حقیقت جویی که مطالب را می خوانند امیدوارم حرفهای قبلی بنده حقیر را به خودشان نسبت ندهند. هر انسانی عاری از گناه و لغزش نیست
    ۲-این مطالب برای کسانی که اعتقادی به آن ندارند اثری ندارد.

  59. حسین گفته:

    سلام به ناباور عزیزم

    ممنون از پاسختان پس بریم که داشته باشیم (با اجازه )اول از دوم شروع میکنم
    ۱-گفتید :”یک معجزه باید توسط همه عالم قابل دریافت باشد”
    ناباور عزیزم آیا تا کنون به این موضوع اندیشیده ای که نمیتوان هیچ عملی تحت عنوان معجزه پیدا کرد که تمام انسانها بتوانند آنرا درک کنند .لطفا اصلا تعجب نکن چون خودم تازه فهمیدم (حدود ۴-۵ماه پیش )وجالب اینکه این موضوع بقدری ساده هست که اغلب مردم نمی بییننداما برای مثال در داستان حضرت موسی (ع)در قرآن آمده که فرعون پس از جمع کردن ساحران از موسی خواست معجزه خود را نشان دهد وساحران با دیدن معجزه حضرت موسی (ع)به نبوت او ایمان آوردند.من مطمئنم تا کنون چند بار این داستان راشنیده اید اما آیا تا کنون از خود پرسیدید فرعون چه نیازی داشت که با موسی مجادله کند آنهم با استفاده از ساحران در حالیکه همچنان که در آخر هم به زور متوسل شد .علت کاملا مشخص است چون موسی کاری میکرد که فقط ساحران میتوانستند شعبده بودن یا نبودن آنرا نشان دهند.
    حال فرض کنید مثلا یکی از همین شعبده بازهای سیرکها که انصافا برخی واقعا اعمال عجیبی انجام میدهند ادعای نبوت کرد وبقول شما توسط همه عالم قابل دریافت بود تکلیف مردم چیست ؟آیا مجبور نیستند در باره معجزه بودن یا نبودن آن عمل نزد کارشناسان آن علم یا هنر بروند.؟
    ناباور عزیز تاکنون شما فرد بیهوش شده در اثر تشنج را دیده اید ؟واقعا در ابتدا آدم وحشتزده میشود حال اگر کسی با تزریق دارویی حال بیمار را خوب کرد وهمه عالم هم دیدند چه کسی بغیر از یک پزشک متوجه میشود که این معجزه نیست ؟(احتمالا در کلام عوام بسیار شنیده اید که برای غلو در امری مثلااثر یک دارو میگویند واقعا معجزه میکند و در این مورد فقط کارشناس آن ماده مثلا داروساز میداند موضوع به معجزه ربطی ندارد.)
    بهرحال اگر شما توانستید عملی را پیدا کنید که همگان اعجاز آنرا بدون تردید درک کنند به من هم بگویید .
    اما در مورد عربی دانستن برای درک فصاحت وبلاغت قرآن باید بگویم تازه کاش مسئله به همبن راحتی بود یعنی درصورتی که کسی با سعی وتلاش عربی میاموخت میتوانست ظرافتهای یک مثلا متنی ادبی را درک کند در حالیکه متاسفانه اصلا چنین چیزی نیست .بازهم برای مثال شما بعنوان یک فارسی زبان تاکنون چقدردر باره زیبایی اشعار حافظ شنیده ایداما تاکنون چند نفر از مردم عامی فارسی زبان را دیده اید که به زیبایی اشعار آن پی میبرند .تازه فقط خواندن نیست فقط وقتی معنی مثلا بیت :”سالها دل طلب جام جم از ما میکرد —-وانچه خود داشت زبیگانه تمنا میکرد “را میفهمید که تصوری از آیه شریفه :”واذا سالک عبادی عنی فانی قریب اجیب الدعوت الداع اذا دعان “یعنی :هنگامیکه بنده من از من میپرسد به او بگوکه من نزدیکم وبه ندای کسی که مرا میخواند پاسخ میدهم”(در اینجا من نمیخواهم بر تعبیر شعر وارد شوم ودر مثل مناقشه نیست )
    یا هنگامیکه میگوید :”چه مبارک سحری بودوچه فرخنده شبی —-آن شب قدر که این تازه براتم دادند”باید حداقل داستان شب قدر ونیز شهادت حضرت علی(ع) را دانست تا غزل حافظ بلاغت وفصاحت خود را نشان دهد.خلاصه آنکه برعکس نظر شما امکان درک معجزه توسط همه عالم وجود ندارد.
    حال به یک نتیجه به زعم من جالب میرسیم وآن اینکه شاید بدلیل همین محدودیت اعجاز هست که دین اسلام اساس اثبات خود را بر اعجاز قرار نداده بلکه بر تدبر و تعقل بنا نهاده است .شما که الحمدلله نشان دادید با قرآن آشنا هستید خود بهتر میدانید که در قرآن تا چه حد امر به تدبر وتفکر در زمین وزمان وهمچنین خود قرآن گردیده است .هرچند بازهم برای نمایاندن خود دست از تحدی (یعنی مبارزه طلبی برای همانند آوری)برنداشته است .حال البته میدانم که در صورت قبول این گفتار میتواند با جهان شمول بودن دین اسلام ونیز موضوع تکلیف اعمال بندگان در روز قیامت ناسازگار باشد که چون هنوز نمیدانم که شما سخنانم را قبول کردید یا نه از ادامه صرفنظر میکنم .
    ۲-حالا بریم سر مورد اول که گفتید :”زیبایی معیار جهانی ندارد و به نظر برخی یک چیز زیباست و به نظر شخص دیگر خیر!”
    ناباور عزیزم باید بعرض برسانم که در این مورد هم با شما موافق نیستم .!بله زیبایی میتواند نسبی باشد چنانکه گفته اند لیلی فقط به چشم مجنون زیبا بود وگرنه کوتاه قد سیه گونه وزشت روی بوده است اما این به معنی آن نیست که همیشه زیبایی نسبی هست .مثلا بنظر شما چند نفر پیدا میشوند که باصطلاح “سایه طوبی و دلجویی حور و لب حوض”را زیبا ندانند .ناباور گرامی گل رزقرمزو دشت سرسبزهمیشه وبرای همه افراد (بغیر از احتمالا وآنهم احتمالامبتلایان به افسردگی شدید ) زیباست البته ممکن هست کسانی برخی زیباییها را بر سایر زیباییها ترجیح دهند اما فقط میگویند دیگری را ترجیح میدهم نه اینکه زیبا نیست .
    ۳-گفتید :”اصولا نوشته معجزه محسوب نمی شود چون بالاخره یک تعداد کلمات است که کنار همدیگر قرار می‌گیرد!”ناباور گرامی اولا شما بفرمایید چرا اصولا نوشته معجزه محسوب نمیشود .شما به چه دلیل شکل معجزه را محدود میکنید ؟وتازه همین ردیف کردن ساده بقول شما یک تعداد کلمات هست که تاکنون کسی نتوانسته انجام بدهد .من در کامنت قبلی قولی از مرحوم سید احمد کسروی آوردم همچنان که گفتم مشرکان در همان زمان نزول قرآن به پیامبر لقب شاعر وساحر داده بودند.آیا این خود دلیلی بر این نیست که این کلام نمیتواند فقط از ردیف کردن یک تعداد کلمه ایجاد شود.یاد آوری میکنم که در همان زمان بعثت که مشرکان قدرت کامل داشتند ودر زمانهای بعد در نواحی که دشمنان اسلام قدرت داشتند نتوانستند مشابه قرآن بیاورند وتلاشهای نافرجام باقیمانده از آنان خود نشان از اعجاز قزآن دارد.
    اما از توصیه به رفتن به سایت زندیق متشکرم هرچند قبلا چند باری آنجا رفته بودم اما بازهم باید بعرض برسانم که در مورد اینکه گفتید :”ضرر نمی‌کنید!”بازهم موافق نیستم چون در اولین بازدید با شوق وذوق تمام یکی دوعنوان که برایم جالبتر بود را بازکردم ومتاسفانه دیدم از مغالطه ومتاسفانه متاسفانه بعضا دروغ در گفتن رویدادهای تاریخی رویگردان نبوده است .من وقتی دیدم استاد شجاع الدین شفا در موردی از نویسندگان آن سایت تقدیر کرده بود متعجب شدم .بهرحال سایت منصف وراستگویی را معرفی نکردید. ارادتمند حسین

  60. علی.م گفته:

    پاسخ به مهدی:
    جواب شما بر گرفته از محققین اسلامی بود نه خودتان(به یک سایت اشاره کردید).اگر طرف شما معتقدان به قرآن بودندکه مشکلی نبود.شما میخواهید ناباوران به قرآن را با استنادبه ایات قرآن روشن کنید.البته خودتان هم در زیرنویس ۲ قبول داشتید اثری بر آنها ندارد.تعجبم این است که اگر اثر ندارد چرا این همه مطلب را copy paste کردید.

    یک عمریست قرآن گوشه تاقچه مان است.فقط آن را میبوسیم. از زیرش رد میشویم. در مراسم ختم مردگان از آن استفاده می کنیم استخاره می کنیم و اگر خیلی مومن باشیم بعضی مواقع آنرا عربی می خوانیم.اگر هم با معنی بخوانیم هیچگاه بر روی آن فکر نمی کنیم.
    اگر من و شما در خانواده ای یهودی یا مسیحی به دنیا آمده بودیم شک نداشته باشید قرآن را ساخته ذهن محمد می دانستیم.الان در خانواده مسلمانیم و آنها را گمراه و خیلی ازمسلمانان آنها را کافر وجهنمی میدانند. پس در این میان راستی با کیست؟ با ما یا آنها.شاید هم هیچ کداممان.

    کسی که با خرد وتفکر حتی به این نتیجه رسیده باشد که بت پرستی راه درست است(ازدید ما بسیار اشتباه) ارزشش بیش از کسی است کورکورانه وبه تقلید ازپدر و اجدادش خداپرستی می کند.
    مدتی است در شک ودودلی هستم نکند نکند تمام این مسایلی که بنام دین و کتاب و مذهب شدیدا به آنها اعتقاد داریم خدایی نیست و از بشر است.نکند حقیقت چیز دیگریست و ما در گمراهی هستیم.
    من در خانواده ای تا حدودی مذهبی بزرگ شده ام ولی هیچگاه یک سوره بزرگ قرآن را کامل نخوانده ام.ولی ۱ ماه است به شدت معانی قرآن را میخوانم و بر روی آن فکر میکنم.

    -چرا خدا در جایی میگوید”لا اکراه فی الدین “و بعد از قدرت گرفتن اسلام در سوره توبه میگوید حتی اهل کتاب را اگر اسلام نمی آورند بکشید مگربا خواری جزیه (خراج) دهند.

    -آیا آفریننده کائنات منطقی است برای یک عرب پاپتی مثل ابولهب سوره ای نازل کند و بگوید خودت و زنت را فلان و بیسار میکنم.جالب است ابولهب هیچ گاه دستش بریده نمیشود و با دو دست میمیرد. ابولهب بعد از جنگ بدر می میرد. اگر تا زمان فتح مکه زنده بود و به دست مسلمانان می افتاد برای اینکه پیش بینی قرآن درست درآید حتما دو دستش را قطع میکردند.

    -آیا این مواردی که در قرآن در مورد جهنم آمده به عقل جور در می آبد؟شما حتی اگر دشمنتان در یک حادثه به طور فجیعی کشته شده و تکه پاره شود چندشتان میشود و بسیار ناراحت میشوید. چگونه می توان تصور کرد خدایی هزاران و شاید میلیونها سال انسانی را مرتب در آتش بسوزاند ودوباره زنده کند و گوشت و پوست نو به او دهد و دوباره بسوزاند و وقتی تشنه اش شد آب جوش و گندیده در حلقومش بریزد.

    -…

    با وجود موارد بالا نمیگویم قرآن و اسلام حق نیستند. لازم است در این مورد با خرد خودمان تحقیق کامل کنیم.نظر موافقان و مخالفان قرآن را بخوانیم و بشنویم و بدون تنگ نظری و جانبداری با خرد خود به نتیجه برسیم. اگر با خرد به هر نتیجه ای برسیم هیج هرجی نیست.
    توصیه من این است که کتابهایی مثل “۲۳ سال-علی دشتی” “شیعی گری-سید احمد کسروی” و کتابهای دکتر مسعود انصاری را بخوانید(downloadکنید) و منابع اسلامی را هم مطالعه کرده و به نتیجه دلخواه برسیم.

    با تشکر

  61. ناباور گفته:

    حسین عزیز. همانطور که گفتم لطفا به آن لینک‌ها مراجعه بفرمایید. من علاقه‌ای به این موضوع ندارم. در اینجا هم تنها در کامنت ۴۳ پوچ بودن ادعاهای این پست را توضیح دادم. اگر لطف کنید و همه این حرف‌هایتان را در تالار گفتگو مطرح کنید سپاسگزار می‌شوم. چون واقعا علاقه‌ای به این موضوع ندارم. دوستان علاقه‌مند در گفتگو بسیارند. کافیست تنها سوالات خود را در آنجا مطرح کنید و آزادانه گفتگو کنید. با سپاس..

    در ضمن برای اطلاعات بیشتر این را هم بخوانید: سوره ای مثل قرآن بیاورید!

    برای گفتگو درباره آن هم بروید پیش دوستان علاقه‌مند در اینجا:
    href=”https://www.zandiq.com/forum/vb/showthread.php?t=2080″>آیه ای مثل قرآن بیاورید فصاحت و بلاغت در قرآن خودآموز قرآن سرایی به زبان ساده
    اگر هم با آن مخالفید اشکالی ندارد! گفتگو تالاری به همین منظور است. بروید و به آنها بگویید چرا اشتباه می‌کنند. تالار تخصصی همین چیزهاست.

    # راستش من بیشتر علاقه‌مند به بحث‌های علمی هستم. در این زمینه به وبلاگ من مراجعه کنید. من در وبلاگم اصلا به مساله اسلام و قرآن و انجیل و… نمی‌پردازم. چون به نظر من از این ادیان و ادعاها در جهان آنقدر زیاد است که ارزش زیادی برای تلف کردن ندارند. ولی اگر بحث دیگری هست من در خدمتم. ممنون.
    شاد باشی

  62. مهدی گفته:

    پاسخ به علی.م

    احسنت . سخن چون از دل برآید لاجرم بر دل نشیند .

  63. حسین گفته:

    ناباور عزیز
    بازهم سلام ممنون از پاسختان اما اگر آنطور که میگویید به این موضوعات علاقه ای ندارید واینکه
    به نظرشما از این ادیان و ادعاها در جهان آنقدر زیاد است که ارزش زیادی برای تلف کردن(وقت ) ندارند پس آیا بهتر نبود اصلا در این موارد وبرای رد یا تائید اعجاز قرآن وارد سخن نمیشدید؟شما که خود وبلاگی علمی دارید وموضوعات مورد علاقه را دنبال میکنید (که متاسفانه من آدرس آنرا ندارم وگرنه برای عرض ادب سری میزدم )پس به چه دلیل وقت گرانقدر خود را برای اینگونه موضوعات صرف میکنید ؟من دوستانه پیشنهاد میکنم که چون اظهار نظر در این موضوعات آنهم با قطعیتی که شما وبرخی دوستان دارند (بلانسبت آخوندهای وطنی که در مواردی به همین صورت قطعی اظهار نظر میکنند )میتواند موجب آثار ناگواری برای شنونده والبته گوینده داشته باشد من بعد بیجهت وبدون داشتن علاقه خود را به دردسر نیاندازید .
    البته من هم علاقه چندانی به این گونه موضوعات ندارم اما به مصداق “چومیبینی که نابینا وچاه است —اگر خاموش بنشینی گناه است مجبور به دخالت شدم .حتما ناباور گرامی میدانند واژه وتعریف گناه مورد نظر این بیت وبدنبال آن عقاب (مجازات )فقط در ادبیات دینی مفهوم پیدا میکند ولذا ناباوران گرامی از این حیث (بنظر من موقتا )راحتتند.
    اما بعد در مورد سایت زندیق همانگونه که قبلا عرض کردم بنده از مشتریان ابتدایی آن سایت بودم اما با مطالعه برخی گفتارها چنان به فراوانی مغالطه وبعضا دروغ دیدم که بعید میدانم افراد گراننده بدون علم به حقایق این موضوعات را ردیف کرده باشند و از آنجائیکه گفته شده انسان خواب را میتوان بیدار نمود اما بیدار کردن کسی که خود را بخواب زده ممکن نیست خیری در همصحبتی با آنان نمی بینم .
    اما کوتاه سخن آنکه ما بدون اراده خود زنده شدیم ودیر یا زود خواهیم مرد .پس واقعا چراآمدیم وکجا خواهیم رفت ؟ما چه بخواهیم وچه نخواهیم مجبوریم که عملا(ونه فقط در گفتار )به این سوالات پاسخ دهیم .
    “افحسبتم انما خلقناکم عبثا وانکم الینا لاترجعون (آیا میپندارید که بیهوده شما را آفریدیم وبسوی ما بازگرزدانده نمیشوید ؟)
    اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا–التماس دعا

  64. خاوری گفته:

    اگر بعد از مرگ، زندگی دوباره ای نباشه پس چه فرقی بین انسان های نیکوکار و ستمکار وجود دارد؟

  65. معین گفته:

    خاوری عزیز. قانون طبیعت میگه قوی به ضعیف چیره میشه. شما فکر میکنی اون ماهی بزرگی که تو دریا ماهی کوچیک رو میخوره میره جهنم؟ یا آخوندی که با دخترا میگیرنش و داره به منو تو دهنه میزنه میره جهنم؟

  66. علی گفته:

    خواهش می کنم مانند کشیشان مسیحی به گوشه ی معابد خود بروید و این تفاسیر بند تنبانی را برای توجیه خرافات تحویل جامعه ندهید . مگر با دسته ی کورها طرفید و یا مخاطبین خود را احمق فرض کرده اید . قرآن سرشار از ضد علم است بیشتر از این آنرا به کثافت نکشید .

  67. محمد گفته:

    پیغمبر می فرماید: دو طایفه هستند که کمر مرا می شکنند: عالم متهتک و جاهل متنسک.
    (مطالعه بیشتر http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=19667&BookID=12810&Language=1)
    من تو این پست و کامنتهاش هر دو طایفه رو دیدیم!!!

  68. xfeead3 گفته:

    ۰۶۰a72 | [url=http://602f30.com]2d1b9e[/url] | [link=http://9945cc.com]337b59[/link] | http://c52545.com | 53c380 | [http://9d894b.com a71db7]

  69. یه ناشناس گفته:

    آهای شماهایی که ادعا دارید که با سوادید و یه چیزهایی حالیتونه.
    اگر خودتونو بکشیدم نمی تونید یکی از این چیزهایی که خدا بی دریغ بهتون به عنوان نعمت داده رو درست کنید. خدا بی دریغ بهت دوتا چشم داد تا بتونی ببینی و درک کنی اما تو نمی فمی. خدا بهت عقل داد که فکر کنی اما تو شعورت نم داده.
    خدا هم تو کار شماها مونده.
    من شرمنده خدا هستم که انسانی که اشرف مخلوقات کردو از روح خودش به بنده اش دمید
    چطور می تونه انقدر بی شرم باشه-
    شما انسان نماها از مادرتون بابت زحماتش تشکر نمی کنید؟
    خدایا من شرمنده ام…..

  70. ناشناس گفته:

    وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ کَثِیراً مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ یَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْیُنٌ لاَّ یُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ یَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَـئِکَ کَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَـئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ (۱۷۹) وَلِلّهِ الأَسْمَاء الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُواْ الَّذِینَ یُلْحِدُونَ فِی أَسْمَآئِهِ سَیُجْزَوْنَ مَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ (۱۸۰) وَمِمَّنْ خَلَقْنَا أُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ یَعْدِلُونَ (۱۸۱) وَالَّذِینَ کَذَّبُواْ بِآیَاتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَیْثُ لاَ یَعْلَمُونَ (۱۸۲) وَأُمْلِی لَهُمْ إِنَّ کَیْدِی مَتِینٌ (۱۸۳) أَوَلَمْ یَتَفَکَّرُواْ مَا بِصَاحِبِهِم مِّن جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلاَّ نَذِیرٌ مُّبِینٌ (۱۸۴) أَوَلَمْ یَنظُرُواْ فِی مَلَکُوتِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا خَلَقَ اللّهُ مِن شَیْءٍ وَأَنْ عَسَى أَن یَکُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ فَبِأَیِّ حَدِیثٍ بَعْدَهُ یُؤْمِنُونَ (۱۸۵) مَن یُضْلِلِ اللّهُ فَلاَ هَادِیَ لَهُ وَیَذَرُهُمْ فِی طُغْیَانِهِمْ یَعْمَهُونَ (۱۸۶) یَسْأَلُونَکَ عَنِ السَّاعَةِ أَیَّانَ مُرْسَاهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ رَبِّی لاَ یُجَلِّیهَا لِوَقْتِهَا إِلاَّ هُوَ ثَقُلَتْ فِی السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لاَ تَأْتِیکُمْ إِلاَّ بَغْتَةً یَسْأَلُونَکَ کَأَنَّکَ حَفِیٌّ عَنْهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ اللّهِ وَلَـکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لاَ یَعْلَمُونَ (۱۸۷)
    به یقین، گروه بسیارى از جن و انس را براى دوزخ آفریدیم; آنها دلها ( عقلها )یى دارند که با آن (اندیشه نمى‏کنند، و) نمى‏فهمند; و چشمانى که با آن نمى‏بینند; و گوشهایى که با آن نمى‏شنوند; آنها همچون چهارپایانند; بلکه گمراهتر! اینان همان غافلانند (چرا که با داشتن همه‏گونه امکانات هدایت، باز هم گمراهند)! (۱۷۹)

    و براى خدا، نامهاى نیک است; خدا را به آن (نامها) بخوانید! و کسانى را که در اسماء خدا تحریف مى‏کنند (و بر غیر او مى‏نهند، و شریک برایش قائل مى‏شوند)، رها سازید! آنها بزودى جزاى اعمالى را که انجام مى‏دادند، مى‏بینند! (۱۸۰)

    و از آنها که آفریدیم، گروهى بحق هدایت مى‏کنند، و بحق اجراى عدالت مى‏نمایند. (۱۸۱)

    و آنها که آیات ما را تکذیب کردند، به تدریج از جائى که نمى‏دانند، گرفتار مجازاتشان خواهیم کرد. (۱۸۲)

    و به آنها مهلت مى‏دهم (تا مجازاتشان دردناکتر باشد); زیرا طرح و نقشه من، قوى (و حساب شده) است. (و هیچ کس را قدرت فرار از آن نیست.) (۱۸۳)

    آیا فکر نکردند که همنشین آنها ( پیامبر) هیچ‏گونه (اثرى از) جنون ندارد؟! (پس چگونه چنین نسبت ناروایى به او مى‏دهند؟!) او فقط بیم دهنده آشکارى است (که مردم را متوجه وظایفشان مى‏سازد). (۱۸۴)

    آیا در حکومت و نظام آسمانها و زمین، و آنچه خدا آفریده است، (از روى دقت و عبرت) نظر نیفکندند؟! (و آیا در این نیز اندیشه نکردند که) شاید پایان زندگى آنها نزدیک شده باشد؟! (اگر به این کتاب آسمانى روشن ایمان نیاورند،) بعد از آن به کدام سخن ایمان خواهند آورد؟! (۱۸۵)

    هر کس را خداوند (به جرم اعمال زشتش) گمراه سازد، هدایت کننده‏اى ندارد; و آنها را در طغیان و سرکشى‏شان رها مى‏سازد، تا سرگردان شوند! (۱۸۶)

    درباره قیامت از تو سؤال مى‏کنند، کى فرامى‏رسد؟! بگو: «علمش فقط نزد پروردگار من است; و هیچ‏کس جز او (نمى‏تواند) وقت آن را آشکار سازد; (اما قیام قیامت، حتى) در آسمانها و زمین، سنگین (و بسیار پر اهمیت) است; و جز بطور ناگهانى، به سراغ شما نمى‏آید!» (باز) از تو سؤال مى‏کنند، چنان که گویى تو از زمان وقوع آن باخبرى! بگو: «علمش تنها نزد خداست; ولى بیشتر مردم نمى‏دانند.» (۱۸۷)

  71. Homeira گفته:

    سلام
    جالب بود
    ممنون
    موفق باشی

  72. ناشناس گفته:

    سلام
    خوب هستین همه؟
    آیا تا حالا از این ها که گفته شده معجزه هستن یا علمی هستن که در قران اشاره شده ما استفاده کردیم؟
    نه به خدا . فقط مثل ادمای منگل اومدیم گفتیم قرانمون همچین چیزی توش نوشته شده
    بابا بسه دیگه فقط اینو بلدیم که این به اون گیر بده اون به این
    اه بابا جمع کنید بینی با
    اومدیم تو نت یه سرچ کنیم رسیدیم اینجا اعصابمون خراب شد

  73. نسیم گفته:

    من اومدم اعجازهای قرآن رو سرچ کردم. بعد این کامنت ها رو خوندم. خدا بهمون رحم کنه. چرا به خودمون اجازه می دیم بی کوچکترین مطالعه ای اینطوری صحبت کنیم؟ اگه ما رو از دین بیزار کردن دلیل نمی شه دین رو زیر سوال ببریم. ما نباید به رفتار مسلمونها نگاه کنیم و بعد اسلام رو بشناسیم!!!!
    اگه کمی اهل مطالعه هستین یه لطفی کنین سخن دانشمندان و بزرگان رو راجع به قرآن بخونین. همه ی اونا اذعان کردن که کتابی اینچنین ندیده بودند و هیچکس نمی تونه همچین کتابی بیاره.
    یکی از پیش بینی های قرآن اینه:
    ..و ان لم تفعلوا و لن تفعلو
    اول این آیه میگه اگه در قرآن شک دارین سوره ای مثل اونو بیارید و اگه نمی تونید آیه ای بیاری. بعد می گه شما تونستید و نخواهید توانست( کلمه ی لن نفی ابد است).
    از شماها می پرسم. اسلام این همه دشمن داره. این همه سال باهاش سر جنگ داشتن. در حالی که راحتترین کار برای نابود کردن اسلام اینه که یه آیه مثل قرآن بیارن.
    از شما می پرسم:
    چرا این همه سال کسی این کارو نکرده؟!!!! فکر می کنید کسی نخواسته بکنه؟ سخت در اشتباهید. کس نمی تونه این کارو بکنه!!!!

  74. نسیم گفته:

    تصحیح کامنت قبل:
    معنی آیه : اگر نتوانستید نخواهید توانست.

  75. ببئی!!! گفته:

    بعععع بع بع بععع بع
    ما موجودات آزمایشگاهی حق دخالت تو کار الله نداریم. خودش گفته هرکسی رو که خودش دوست داشته باشه هدایت میکنه و بعضیها رو گمراه میکنه . او به همه چیز آگاهه و قبل از اینکه ما به دنیا بیایم الله خودش میدونسته کی جهنمیه و کی بهشتی و جالب اینجاست که طبق آمار فقط ۲۱ درصد آدما مسلمونن و بهشتی ها فقط از بین اون ۲۱ درصد انتخاب میشن. اما احتمالاً یه جای کار میلنگه چون آخرین پیامبر خودشو جر داد تا بعد از ۱۴۰۰ سال فقط ۲۱ درصد اونم به زور شمشیر مسلمون بشن. خدا نمیتونسته همه ی آدما رو با شرایط یکسان هدایت کنه و اصلاً همه داستان از جایی شروع میشه که انسان رو ناقص آفرید تا نفهمه و کفر بگه و احتیاج به پیامبر داشته باشه و حتی(حتا) بعد از اتمام رسالت ، هدایت شدگان ۱۰۰ دسته بشن هر کدوم ساز خودشونو بزنن. من مسلمونم ولی اصلاً دلم نمی خاد در مورد این مسائل حرف بزنم و حتی فکر کنم . فقط میدونم مثل بقیه ی دور و بری هام مسلمونم و از ته دل با خلوص نیت همصدا با بقیه ی ببئی ها باید بع بع کنم . بععععععع بعععععع

  76. NILOOFAR گفته:

    با تشکر فراوان از مطالب عالیتون امیدوارم به کارتون ادامه بدید و مردم را هرچه بیشتر با قران و دین اسلام آشنا کنید.

  77. Pharmb620 گفته:

    Very nice site! cheap viagra

  78. Pharmg335 گفته:

    Very nice site! [url=http://ypxoiea.com/ovyraqv/2.html]cheap cialis[/url]

  79. Pharmc663 گفته:

    Very nice site!

  80. Pharm78 گفته:

    Very nice site! cheap viagra

  81. Pharm76 گفته:

    Very nice site! [url=http://ypxoiea.com/ovyraqv/2.html]cheap cialis[/url]

  82. Pharme99 گفته:

    Very nice site! cheap viagra

  83. Pharmb455 گفته:

    Very nice site! [url=http://ypxoiea.com/ovyraqv/2.html]cheap cialis[/url]

  84. Pharme428 گفته:

    Very nice site!

  85. MfAqivZt گفته:

    nyHtYjIh

  86. kADIWBI گفته:

    IYEapd

  87. dxrgjjuukdd گفته:

    [url=http://observers.france24.com/en/profile/20100203-amanda-seyfried-nude]Amanda Seyfried nude[/url] Amanda Seyfried nude
    [url=http://voir.ca/members/palaumad.aspx]Alison Brie nude[/url] Alison Brie nude
    [url=http://healthcentral.com/adhd/c/196726/profile]Michelle Trachtenberg Nude[/url] Michelle Trachtenberg Nude
    [url=http://projectopus.com/user/51773]Zoe Saldana Naked[/url] Zoe Saldana Naked
    [url=http://carrieunderwoodofficial.com/us/blog/kpn]Katy Perry nude[/url] Katy Perry nude
    [url=http://123peppy.com/user/273397]Lady GaGa nude[/url] Lady GaGa nude
    [url=http://profiles.friendster.com/119372107]Lindsay Lohan Topless[/url] Lindsay Lohan Topless
    [url=http://lerparaver.com/blog/2617]Katrina Bowden Nude[/url] Katrina Bowden Nude
    [url=http://blackamericaweb.com/?q=content/kristen-stewart-nude]Kristen Stewart Nude[/url] Kristen Stewart Nude
    [url=http://maximumpc.com/user/snookie_nude]Snookie nude[/url] Snookie nude

  88. علی گفته:

    با سلام

    میخواستم چند نکته را خدمت دوستان خوب عرض کنم :

    ۱) خیلی ها روش درستی را برای استدلال به کار نبرده اند مثلا وقتی میگوییم ۵۴ کشور اسلامی داریم که هیچ کدام وضع مناسبی ندارند پس نتیجه بگیریم که اسلام اشکال دارد. این مثل این است که اگر شما انسان درست کاری باشی و فرزندت خلافکار بار بیاید نمی توان شما را محکوم کرد که چون فرزندت ناخلف است پس حتما والدین او که شما باشید هم ناخلف بوده اید.این پاسخ برای خیلی از ایرادات دیگر نوشته شده هم وارد است.

    ۲) باید دید که آیا انسان به دین نیاز دارد یا دین به انسان. مسئله این است که انسان همواره در طول تاریخ به نحوی نیاز به پرستش را در خود به طور ذاتی احساس کرده است و دلیل این ادعا تمامی اسناد و سنگ نوشته های تاریخی. همینطور انسان همواره به دنبال این سوال بوده است که از کجا آمده و به کجا می رود و برای چه آمده؟ و پیدا کردن پاسخ این سوالات یکی از بزرگترین دغدغه های بشر بوده است. حال مشاهده می شود که علم که از ابتدای خلقت همراه بشر و راهگشای او بوده نتوانسته است پاسخی قانع کننده به بشر بدهد و لذا دو رویکرد پیش می آید ۱) فرار از پاسخ این سوالات و روی آوردن به پوچ گرایی که نتیجه آن زندگی در سطح حیوانات و لذت گرایی و نا امیدی است . اگر فردی جزو این گروه است حق ندارد گرود دیگر را مسخره کند و تنها می تواند با استدلال دلایل خود را برای دیگران ابراز نماید حال افراد دیگر بپذیرند یا خیر ۲) اعتماد به پیامبران الهی و رویکرد دینی .پس این انسان است که به دین نیاز دارد نه دین به انسان و در عین حال انسان اختیار دارد که بپذیرد یا نپذیرد ولی اگر پذیرفت حق ندارد اخلاق منافقانه از خود نشان دهد یعنی نمی شود هم یک چیز را پذیرفت و هم آن را رد کرد مسئله گفته شده برای گروه اول اینجا هم حکم میکند.

    ۳) آیا نیاز انسان به دین برای به دست آوردن علم است یا پاسخ به نیاز های ذاتی درونی و پاسخ به سوال اساسی که علت وجود انسان چیست و …؟ مسلما پاسخ روشن است. پس اگر کسی بیاید و از دین برداشت علمی کند و نتواند آن را ثابت کند دلیل بر این نیست که دین اشکال دارد.و همواره باید پذیرفت که رسالت دین هدایت انسانها در راه درست و پاسخ به سوالات ذاتی انسان است و نه ارائه راه حلی معادله درجه ۳٫

    ۴) بعضی ها چند آیه از قرآن را آورده اند و ترجمه کرده اند و آنها را در کنار هم قرار داده اند و مثلا به یک تناقض رسیده اند و از آن نتیجه گرفته اند که قرآن تناقض دارد. حال مسئله این است که هر آیه ای در زمانی و در محلی و تحت شرایطی گفته شده و هر آیه در سوره و در محل خود در میان آیات دیگر معنی پیدا میکند. مثلا میگویند “در دین هیچ اکراهی نیست. بکشید کافران را” حال باید دید آیا این چه تناقضی دارد؟ در جایی خداوند در این مورد صحبت میکند که انسان مختار است دینی را بپذیرد یا نپذیرد و در بحث را در حوزه فردی مطرح میکند و در جایی از کافرانی صحبت میکند که امنیت جامعه ای را به خطر می اندازند و لذا در بحث اجتماعی خواستار مقابله با آنها با شدیدترین شکل ممکن می شود و به هر حال راهکار اجتماعی را مطرح میکند.حال سوال این است که آیا می توان یک بحث فردی را با یک بحث اجتماعی جمع زد و به یک نتیجه صحیح رسید؟

    ۵) بسیاری از گفتارهای قرآن دارای معانی عمیق هستند و الته در ظاهر امر معنایی را به ذهن متبادر می کند. به نظر می رسد قبل از قضاوت در مورد درستی یا نادرستی یک کلام ابتدا معنای حقیقی و واقعی گوینده را از آن کلام درک و سپس آن را نقد کرد.مثل آیه ای که در مورد کافران گفته شده. خداوند به پیامبر می قرماید این کافران را چه بیم بدهی چه بیم ندهی نمیپذیرند. این مشکل کافران است که نمیپذیرند یا خداوند ؟ و حال باید دید اشکال خداوند در پرده برداشتن از این حقیقت چیست؟ و البته خداوند پرده ای بر چشم و گوش کافران کشیده است که باعث می شود حقیقت را نبینند. خوب آیا اگر کافر نبودند باز این اتفاق می افتاد؟ و اصولا این گناه بر گردن کیست؟ آیا کافران نمیتوانستند حرف حقیقت را بپذیرند و خود را گرفتار عذاب نکنند؟ و البته خداوند کسانی را که حرف حق را نپذیرند و خود را به گمراهی بزنند را مجازات میکند. ولی کسی که این سوال را مطرح کرده به گونه ای قصد دارد مسئله اینطور مطرح کند که خداوند از روی عمد و اجبار کافران را کر و کور کرده و آنها را هم بعد مجازات میکند. در حالی که کافرانی که قدرت اختیار دارند و حقیقت را میبینند و منکر میشوند البته هدایت نمیشوند( تعبیر کر و کور می شوند) و بعد هم مجازات میشوند.

    ۶) یک نفر گفته خداوند خودش گفته هرکسی رو که خودش دوست داشته باشه هدایت میکنه و بعضیها رو گمراه میکنه . درسته و البته جایی هم گفته خداوند پرهیزکاران را دوست دارد. پس این یک امر اجباری نیست و انسان میتوتند خود را جزو کسانی قرار دهد که خداوند دوست دارد و هدایت میکند. فکر میکنم اکثر این سوالات میخواهد بگوید انسان موجودی مختار نیست. در حالی که هست و من الان به اختیار خودم این جملات را مینوسیم و مسئولیت آن با خودم است و شما هم خودتان آن نظرات را نوشتید و درست و غلط آن با خود شماست. پس آیا باز میتوان گفت انسان از خود اختیاری ندارد ؟

    ۷) یک نفر گفته آیا آفریننده کائنات منطقی است برای یک عرب پاپتی مثل ابولهب سوره ای نازل کند و بگوید خودت و زنت را فلان و بیسار میکن.
    آیا شما واقعا فکر میکنید خدایی که خود را به این بزرگی معرفی میکند میخواهدخود را در مقابل یک شخص قرار دهد؟ آیا با بیان داستان ابی لهب توسط خود خداوند نمیتوان استنباط کرد که ابی لهب در اینجا نماینده یک طیف از افراد جامعه است که به جنگ خدا بر میخیزند؟ آیا نمیتوان استنباط کرد که بریدن دست ابی لهب اشاره به این دارد که کسانی که به دشمنی خداوند بر میخیزند ناتوانند؟ البته هر انسانی با انصاف خود قضاوت میکند.

    ۸) دوست دیگری در حساب جمع و تفریق خداوند اشکال آورده به دوستان عزیز توصیه میکنم خود به آیات اشاره شده مراجعه کنند و در مورد صحت یا غلط آن قضاوت کنند.

    ۹) و کلام آخر این که انسان موجودی است که به مرور زمان علم او کامل میشود ولی نمیتوان گفت انسان امروز به همه علوم دست یافته بنابر این علم انسان ناقص است. و اگر ما دلیل خیلی از چیز ها و گفته ها را نمیدانیم دلیل بر نادرستی آنها نیست. اگر شما ۱۰۰۰ سال پیش زندگی میکردی و کسی میگفت زمین گرد است به او میخندیدید ولی امروز وضع به گونه ای دیگر است. امروز هم اگر مطلبی را از کتاب خدا میخوانیم و با علم امروز ما جور در نمیاید نمیتوان آن را مسخره کرد و نه میتوان آن را با قاطعیت رد کرد.

  89. علی گفته:

    با سلام

    میخواستم چند نکته را خدمت دوستان خوب عرض کنم :

    ۱) خیلی ها روش درستی را برای استدلال به کار نبرده اند مثلا وقتی میگوییم ۵۴ کشور اسلامی داریم که هیچ کدام وضع مناسبی ندارند پس نتیجه بگیریم که اسلام اشکال دارد. این مثل این است که اگر شما انسان درست کاری باشی و فرزندت خلافکار بار بیاید نمی توان شما را محکوم کرد که چون فرزندت ناخلف است پس حتما والدین او که شما باشید هم ناخلف بوده اید.این پاسخ برای خیلی از ایرادات دیگر نوشته شده هم وارد است.

    ۲) باید دید که آیا انسان به دین نیاز دارد یا دین به انسان. مسئله این است که انسان همواره در طول تاریخ به نحوی نیاز به پرستش را در خود به طور ذاتی احساس کرده است و دلیل این ادعا تمامی اسناد و سنگ نوشته های تاریخی. همینطور انسان همواره به دنبال این سوال بوده است که از کجا آمده و به کجا می رود و برای چه آمده؟ و پیدا کردن پاسخ این سوالات یکی از بزرگترین دغدغه های بشر بوده است. حال مشاهده می شود که علم که از ابتدای خلقت همراه بشر و راهگشای او بوده نتوانسته است پاسخی قانع کننده به بشر بدهد و لذا دو رویکرد پیش می آید ۱) فرار از پاسخ این سوالات و روی آوردن به پوچ گرایی که نتیجه آن زندگی در سطح حیوانات و لذت گرایی و نا امیدی است . اگر فردی جزو این گروه است حق ندارد گرود دیگر را مسخره کند و تنها می تواند با استدلال دلایل خود را برای دیگران ابراز نماید حال افراد دیگر بپذیرند یا خیر ۲) اعتماد به پیامبران الهی و رویکرد دینی .پس این انسان است که به دین نیاز دارد نه دین به انسان و در عین حال انسان اختیار دارد که بپذیرد یا نپذیرد ولی اگر پذیرفت حق ندارد اخلاق منافقانه از خود نشان دهد یعنی نمی شود هم یک چیز را پذیرفت و هم آن را رد کرد مسئله گفته شده برای گروه اول اینجا هم حکم میکند.

    ۳) آیا نیاز انسان به دین برای به دست آوردن علم است یا پاسخ به نیاز های ذاتی درونی و پاسخ به سوال اساسی که علت وجود انسان چیست و …؟ مسلما پاسخ روشن است. پس اگر کسی بیاید و از دین برداشت علمی کند و نتواند آن را ثابت کند دلیل بر این نیست که دین اشکال دارد.و همواره باید پذیرفت که رسالت دین هدایت انسانها در راه درست و پاسخ به سوالات ذاتی انسان است و نه ارائه راه حلی معادله درجه ۳٫

    ۴) بعضی ها چند آیه از قرآن را آورده اند و ترجمه کرده اند و آنها را در کنار هم قرار داده اند و مثلا به یک تناقض رسیده اند و از آن نتیجه گرفته اند که قرآن تناقض دارد. حال مسئله این است که هر آیه ای در زمانی و در محلی و تحت شرایطی گفته شده و هر آیه در سوره و در محل خود در میان آیات دیگر معنی پیدا میکند. مثلا میگویند “در دین هیچ اکراهی نیست. بکشید کافران را” حال باید دید آیا این چه تناقضی دارد؟ در جایی خداوند در این مورد صحبت میکند که انسان مختار است دینی را بپذیرد یا نپذیرد و در بحث را در حوزه فردی مطرح میکند و در جایی از کافرانی صحبت میکند که امنیت جامعه ای را به خطر می اندازند و لذا در بحث اجتماعی خواستار مقابله با آنها با شدیدترین شکل ممکن می شود و به هر حال راهکار اجتماعی را مطرح میکند.حال سوال این است که آیا می توان یک بحث فردی را با یک بحث اجتماعی جمع زد و به یک نتیجه صحیح رسید؟

    ۵) بسیاری از گفتارهای قرآن دارای معانی عمیق هستند و الته در ظاهر امر معنایی را به ذهن متبادر می کند. به نظر می رسد قبل از قضاوت در مورد درستی یا نادرستی یک کلام ابتدا معنای حقیقی و واقعی گوینده را از آن کلام درک و سپس آن را نقد کرد.مثل آیه ای که در مورد کافران گفته شده. خداوند به پیامبر می قرماید این کافران را چه بیم بدهی چه بیم ندهی نمیپذیرند. این مشکل کافران است که نمیپذیرند یا خداوند ؟ و حال باید دید اشکال خداوند در پرده برداشتن از این حقیقت چیست؟ و البته خداوند پرده ای بر چشم و گوش کافران کشیده است که باعث می شود حقیقت را نبینند. خوب آیا اگر کافر نبودند باز این اتفاق می افتاد؟ و اصولا این گناه بر گردن کیست؟ آیا کافران نمیتوانستند حرف حقیقت را بپذیرند و خود را گرفتار عذاب نکنند؟ و البته خداوند کسانی را که حرف حق را نپذیرند و خود را به گمراهی بزنند را مجازات میکند. ولی کسی که این سوال را مطرح کرده به گونه ای قصد دارد مسئله اینطور مطرح کند که خداوند از روی عمد و اجبار کافران را کر و کور کرده و آنها را هم بعد مجازات میکند. در حالی که کافرانی که قدرت اختیار دارند و حقیقت را میبینند و منکر میشوند البته هدایت نمیشوند( تعبیر کر و کور می شوند) و بعد هم مجازات میشوند.

    ۶) یک نفر گفته خداوند خودش گفته هرکسی رو که خودش دوست داشته باشه هدایت میکنه و بعضیها رو گمراه میکنه . درسته و البته جایی هم گفته خداوند پرهیزکاران را دوست دارد. پس این یک امر اجباری نیست و انسان میتوتند خود را جزو کسانی قرار دهد که خداوند دوست دارد و هدایت میکند. فکر میکنم اکثر این سوالات میخواهد بگوید انسان موجودی مختار نیست. در حالی که هست و من الان به اختیار خودم این جملات را مینوسیم و مسئولیت آن با خودم است و شما هم خودتان آن نظرات را نوشتید و درست و غلط آن با خود شماست. پس آیا باز میتوان گفت انسان از خود اختیاری ندارد ؟

    ۷) یک نفر گفته آیا آفریننده کائنات منطقی است برای یک عرب پاپتی مثل ابولهب سوره ای نازل کند و بگوید خودت و زنت را فلان و بیسار میکن.
    آیا شما واقعا فکر میکنید خدایی که خود را به این بزرگی معرفی میکند میخواهدخود را در مقابل یک شخص قرار دهد؟ آیا با بیان داستان ابی لهب توسط خود خداوند نمیتوان استنباط کرد که ابی لهب در اینجا نماینده یک طیف از افراد جامعه است که به جنگ خدا بر میخیزند؟ آیا نمیتوان استنباط کرد که بریدن دست ابی لهب اشاره به این دارد که کسانی که به دشمنی خداوند بر میخیزند ناتوانند؟ البته هر انسانی با انصاف خود قضاوت میکند.

    ۸) دوست دیگری در حساب جمع و تفریق خداوند اشکال آورده به دوستان عزیز توصیه میکنم خود به آیات اشاره شده مراجعه کنند و در مورد صحت یا غلط آن قضاوت کنند.

    ۹) و کلام آخر این که انسان موجودی است که به مرور زمان علم او کامل میشود ولی نمیتوان گفت انسان امروز به همه علوم دست یافته بنابر این علم انسان ناقص است. و اگر ما دلیل خیلی از چیز ها و گفته ها را نمیدانیم دلیل بر نادرستی آنها نیست. اگر شما ۱۰۰۰ سال پیش زندگی میکردی و کسی میگفت زمین گرد است به او میخندیدید ولی امروز وضع به گونه ای دیگر است. امروز هم اگر مطلبی را از کتاب خدا میخوانیم و با علم امروز ما جور در نمیاید نمیتوان آن را مسخره کرد و نه میتوان آن را با قاطعیت رد کرد.

    خدایا ما را از تاریکیها به سوی نور هدایت فرما .

  90. viagra گفته:

    MtYwpsZn otfNDJrk

  91. viagra گفته:

    aPUzXX fQUMtAt

درج یک نظر

تچر آی تی