من می گم خورشید نور داره، تو می گی نه!

قبل از هر چیز می خواهم به این آدرس بروید و خودتان ببنید. وبلاگ ورتیگونه پست با نام ” نظرات کلیشه‌ای: شما با اسلام مخالف نیستین، خودتون خبر ندارین !” منتشر کرده است. بگذارید از پست بگذریم، چون نویسنده این پست اصلا باید بگم هیچی نمی فهمه و هر چی نوشته با دانش و تفکر خودش نسبت به دین اسلام نوشته است. من برای واکنش به این پست توهین آمیز سریع شروع به تایپ نظر علیه این پست کردم و جواب هایی به من داده شد، که من برای پاسخ به این سوالات (نسبتا زیاد) اینجا را پیدام کردم. شایگان:

درود بر ورتیگونه ی عزیز نمونه ی این کامنت ها حداقل در وبلاگ من به صورت فراوان دیده می شود:D مسلمین هیچ وقت جوابی برای سوال های ما ندارند، از این روست که همواره چنین جواب هایی می دهند. خاوری: اولا مسلمین برای همه ی سوالات جواب دارند ولی نکته مهم اینه که از کی سوال کرده باشی و جوابتو از کی گرفته باشی. نکته ی مضحک تر اینه که اکثر این کامنت دهنده ها در طول عمرشان حداقل یک بار هم قران رو نخوندن اما اسلام ِ آخوندی رو نفی می کنند، سوالی که مطرحه اینه که چطور میشه گفت آخوندی که بیش از شصت سال در زمینه های مختلف اسلامی تحقیق کرده چیزی از اسلام نمی دونه اما اون طرفدار متعصب و کور اسلام که لای قران رو هم باز نکرده اسلام شناس تره خاوری: شما با توجه به علم غیبی که داشتی توانستید بفهمید که تمام این کاربران قرآن نخوانده اند و هیچ کس نمی گوید (البته به جز شما) که کسی شصت سال در مورد اسلام تحقیق و مطالعه کرده چیزی از اسلام نمی دونه ولی در میان هر گروهی انسان هایی پیدا می شود که برای رسیدن به جاه و مقام دست به هر کاری می زنند. مسلمین حداقل بیان و یک دوره ی چند ساله رو مثال بزنن و بگن که در اون دوره اسلام واقعی بر پا بوده، این متعصبین حتی دوره ی خود محمد رو هم مثال نمی زنند چون نامبرده یا دائم در حال جنگ و کشتار بوده یا در حال هم آغوشی با زنان اسیر شده. خاوری: این یکی نشون می ده که هیچ از اسلام و تاریخ اسلام نمی فهمی. زمانی که اروپاییان در قرون وسطا به سر می بردند مسلمانان به دنبال علم بودند و این تاریخ گفته است و از زمانی که مسلمانان به جنگ با یکدیگر و زیر زور بیگانگان تسلیم شده اند، هر روز از دنیا عقب تر می افتند و خواهند افتاد. (چون مهم ترین دلیل برپایی یک جامعه اسلامی استقلال است). چه کسی دوره ی حضرت محمد (ص) را مثال نمی زند…. (و با جملاتی که بعد گفتی، فقط همین می گم برو خدا عمر بده). ورتیگونه: سلام شایگان عزیز، نکته مضحک‌تر اینه که حتی اون بچه‌ی حاجی پولداره که صبح تا شب هم دنبال دختربازی هستش، ادعاش میشه که اسلام اینی که آخوندا می‌گن نیست و یک چیز دیگه‌ایه خاوری: حتما دیدی…(مثل اینکه)

ناباور:

واقعا دوست گرامی! من چند روز پیش دقیقا به این مساله برخوردم. آخر نمی‌بینند که در کشورهای آزاد و سکولار هم ادیان به شدت هر چه تمامتر نقد می‌شوند؟ اگر اشتباه نکنم نام این، مغلطه مسموم کردن سرچشمه است. مساله اینجاست که “حتی اگر” انگیزه اسلام ستیزی شخصی رژیم اسلامی باشد؛ فرقی در درستی یا نادرستی گفته او نمی‌کند! اگر مشکلی می‌بینند می‌توانند خود مطلب را نقد کنند. اینکه فردی به چه دلیل این کار را می‌کند نامربوط است. ولی از آنجاییکه معمولا پاسخی منطقی به اشکالات گرفته شده توسط منتقدان ادیان ندارند، بحث را به جاهای نامربوط می‌کشند و شخص‌ستیزی می‌کنند. سه نوع رفتار این افراد را زیبا دسته‌بندی کرده‌اید. البته من به شخصه با دسته سوم بیشتر از همه سر و کار داشته‌ام. معمولا هم چنین چیزهایی را با آه و ناله عنوان می‌کنند و اسلام را مظلوم می‌دانند. ولی این مظلوم نمایی‌ها سبب تغییری در اصل مطلب نمی‌شود شاد باشی خاوری: هر سوال منطقی که در مورد دین اسلامی داشتی بگو تا ما جواب سوال شما را بدهیم.

رضا:

اسلام در ایران ایرانیزه شده یعنی به تمام مفاهیم و دستورات ضد انسانی اش جاه طلبی، منفعت اندیشی، راحت طلبی و نخوت و دنیپرستی ایرانی ضمیمه شده. شکی نیست جمهوری اسلامی با حاکمان دروغگو و مالپرستش که ذره ای به آنچه خود میگوییند عقیده ندارند و در خلوت آن کارهای دیگر از غارت سرمایه های ملی تا فساد گسترده اخلاقی میکنند بمراتب از اسلام ومسلمینی که لااقل به گفتار و کردار اسلامیشان اعتقاد قلبی دارند،هرچند غلط و غیر انسانی، بسی نفرتانگیزترند. من از خامنه ای که رفتارسلطانی دارد بسی منزجرترم تا بادیه نشیی مثل بن لادن ولو اینکه هر دو دیوند و آدمخواره خاوری: فقط همین را می توان بگم که تمام این رفتارهای که شما گفتید، هیچ یک ربطی به دین اسلام ندارد و هر کسی که این رفتارها را انجام می دهند مسلمان نیست. (مگر مسلمانی فقط به گفتم این است که من مسلمان هستم، کافی است)

علیرضا:

در جواب آقا یا خانم خاوری شما هم از آن دسته هستید که تا کسی از اسلام انتقاد کرد اگر منتقد زن باشد به سرعت او را فاحشه و اگر مرد است ، هرزه و چشم چران مینامید. در ادبیات شما همه چیز به امور س ک س ی مربوط میشود. خاوری: خدا غیرت بدهد کجای ادبیات من س ک س ی است! و من هیچ وقت به شما هرزه و چشم چران خطاب نکردم، اگر از کلمات من چنین استدلالی کردید، من معذرت می خواهم. دوست عزیز کاش محیطی بود که میتوانستم از لجاظ تاریخی و نه با احساسات وطنی به شما ثابت کنم که نه تنها ایرانیان بلکه همه جاهای که هم اکنون مسلمان هستند به زور شمشیر مسلمان شده اند. برادر ! مگر مغولان دینی داشتند یا مردم جاهایی که تصرف میکردند ، مجبور به قبول دینی میکردند که میفرمایید ایرانیان در زمان مغولان چرا دینشان را تغییر ندادند ؟! خاوری: دوست عزیز، هر فرهنگی که غنی تر و پر بارتر باشد مردم بسوی آن کشیده می شوند…. آیا شما فقط مغولان را می شناسید که به ایران حمله کرده اند؟؟؟ در تاریخ، مردم ایران هیچگاه زیر بار حرف زور نرفته اند و در هر حکومتی که به آنها زور و ظلم و ستم شده باشد، سرنگون شده است. (برای بهتر فهمیدن می توانید به سخنان دکتر شریعتی مراجعه کنید) راز دیرپایی اسلام در متصرفاتش به گمان من اختناق است. همین امروز اگر میشد در ایران به راحتی راجع به اسلام سخن گفت ، بیگمان سال بعد ، تعداد جوانهای مسلمان نصف میشد. خاوری: شما همین جا هم می توانید در مورد اسلام حرف بزنید، به شما پاسخ داده خواهد شد. ولی امثال شما از نقد میترسید. چون آخرین سنگر استدلالی شما این است که “یا حرف خدا را قبول داری یا نه. اگر داری که اسلام را قبول کن و اگر نداری ما را با تو کاری نیست. خدا خود میداند که چگونه دشمنانش را جزا دهد” !!! غیر از این است ؟ خاوری: اصلا این چنین نیست …

:livebee

با سلام ورتیگونه‌ی عزیز! امیدوارم که جسارت مرا ببخشید! چرا که می‌خواهم -جسارتاً- به جایِ شما به آقا یا خانم ِ خاوری پاسخ بدهم! خاوری: آقای خاوری ۱) «آیا شما روزی یک صحفه قرآن می خوانی؟» زمانی که به اسلام عقیده داشتم بیشتر از یک صفحه هم می‌خوندم. که چی؟ خاوری: حتما چیزی نفهمدیی یا مشکلاتت پیرامون دین اسلام را از ناآگاهان پرسیده ای.. ۲) «آیا شما به سخنان روحانیون گوش می کنید؟» حتی الآن هم که به اسلام عقیده ندارم هر روز دارم به صحبت‌هاشون گوش می‌کنم؛ مطمئنم که ورتیگونه‌ی عزیز هم گوش می‌کنه! دست خودمون که نیست! از چپ‌وراست آخوند ریخته تو خیابون! بخوای٬ نخوای باید حرفاشون رو گوش کنی! خاوری: یا اینکه هیچ نفهمدیی یا نمی خواهی بهفمی.. (به شما حق می دهم چون ۹۰% کسانی که در صدا و سیما حرف می زنند، خودشان هم نمی فهمن چی می گن) اما جدایِ از شوخی دوست عزیز! واقعاً باید متاسف بود برای کسی که شناخت‌اش نسبت به اسلام تنها از طریق ِ سخنانِ روحانیون کسب شده! راه شناخت اسلام به جز کتاب و احادیثی که شما منسوب به پیامبرتون می‌کنید٬ تاریخ اسلام است و بلاهایی که اسلام به سر مردم دنیا آورده و از آن مهم‌تر شناختِ اندیشه‌های متفکرین اسلامی است چون ملاصدرا٬ مولوی٬ شریعتی٬ مطهری٬ سروش٬ طباطبایی و غیره و غیره که عمر و زندگی خود را صرف اسلام کرده‌اند. راستی٬ در همین چارچوب پاسخ‌گوی تمام ِ سوالاتِ دینی شما هم هستم! خاوری: خیلی عالی ، جواب سوالتان در خود سوال نوشته شده است (کار را برای من آسان کردی) همه ی این متفکرین از بزرگترین دانشمندان و شاعران و فیلسوفان تاریخ هستند و این خود از نشان از حقیقت دین اسلام است (بلد نیستی اشکال نگیر.. آخه این کجاش اشکاله).. ۳) «پس چرا ایرانیان مسلمان هستند؛ حتما شما جواب می دهید با زور….. این اصلا با منطق عقل سازگار نیست، چون در زمان بعد از اسلام نیز مغلولان ایران را تسخیر کردند پس چرا ایرانیان دین و فرهنگ خود را از دست نداد؟؟؟؟» اولاً که این جمله‌ی شما هم (به مانند جمله‌های قبلی) از نظر نگارشی و املایی سرشار از غلطه! چرا که در پایان جمله‌ی پرسشی علامت سوال می‌گذارند و نه “نقطه‌ویرگول”٬ در ضمن به جای سه‌نقطه نباید چندنقطه گذاشت و از همه مهم‌تر! گذاشتن ِ تنها یک علامت سوال در پایان جمله‌ی پرسشی کفایت می‌کنه و نیازی نیست که چهار تا علامت سوال پشتِ سر هم ردیف کنیم! (معلوم است که غلط‌نامه‌های آقای شکراللهی در وبلاگِ خوابگرد را نخوانده‌اید!) خاوری: ببخشید بنده عصبانی بودند و به سبب فراتر رفتند کلمات حشو در جملات آقای ورتیگونه این چنین شده است…. دوماً! دوست عزیز! اگر شک دارید که اسلام به زور وارد ایران شده است می‌توانید به طور مثال کتابِ مازیار اثر مجتبی مینوی و صادق هدایت را بخوانید یا شرح ِ حال بابک خرم‌دین را مطالعه کنید یا تاریخ مازندران را مورد بررسی قرار دهید. کمی تاریخ خواندن هم بد نیست ها! خاوری: اگر شما هم شک دارید می توانید کتاب های دکتر علی شریعتی و استاد مطهری و… را مطالعه کنید سوماً! دوست عزیز! زمانی که یک باور٬ یک دین یا یک فرهنگ به زور یا حتی بدون‌زور واردِ مرزهای یک کشور شد دیگه خارج کردن‌اش از اون مرزوبوم ممکن نیست. مگر نه این‌که ۱۳۰۰ سال بعد از حمله‌ی مسلمانانِ خون‌ریز و وحشی٬ ما هنوز هم بسیاری از آداب و رسومی را که متعلق به دین زرتشت است با وجود کنار گذاشته شدنِ خودِ دین٬ حفظ کرده‌ایم؟ مثلاً چهارشنبه‌سوری یا نوروز را و حتی من ِ آتئیست هم به این آداب‌ورسوم عمل می‌کنم؟ مگر نه این‌که همین من ِ خداناباور٬ امسال در مراسم شب قدر شرکت کردم چرا که معتقدم مراسم شب قدر و مراسم عاشورا برای ایرانیان دیگر نه یک باور دینی است که حالا به مانند نوروز تبدیل شده است به یک فرهنگ!؟ گذشته از این٬ با جرئت می‌توان مذهب شیعه را ورژنِ ایرانی-زرتشتی شده‌ی اسلام معرفی کرد! باز هم شما را به خواندن تاریخ دعوت می‌کنم! مطمئن باشید که ضرر ندارد! خاوری: این حرفات نشان داد که شما اصلا هیچی حالیتون نیست…. مراسم چهارشنبه سوری و نوروز همه از آیین های خود ایرانی ها بوده است و از جایی وارد نشده که از جایی دیگر بیرون بروید. (اگر بی خدا هستید که این خود بحثی جداست) هه هه مذهب شیعه ورژن ایرانی – زرتشتی است !! این بسیار مسخره است چون کسانی که این مذهب را بنیان کردن (امام صادق (ع)) عربی بوده… دوما هیچ چیز آن شبیه به دین زرتشت نیست سوم شما گفتید ایرانی – زرتشتی !! پس اسلامی ان کو ….(بابا برای خودت ورژن تعیین نکن) چهارماً چه کسی گفته ما از مغولان فرهنگِ غلط شان را به عاریه نگرفته‌ایم؟ مثال ساده‌اش “هم‌جنس‌بازی” است که آن را نه اعراب بلکه ترکان (البته نه مغولان! ترکان! اما به هر حال نژاد این ترکان و آن مغولان تا جایی که من نوعی می‌دانم یکسان است) به ایران آوردند؟ (ورتیگونه‌ی عزیز اگر مثال بهتری سراغ دارید اضافه کنید. در این نیمه‌شبی حوصله‌ی فکر کردن به این یک مورد را دیگر ندارم!) خاوری: یکی از دوستان سطر پایین به شما جواب داده است (این دیگه خیلی خیلی نفهمی) ۴) «بگویید می خواهیم حجاب آزاد باشد، وقتی می رویم سواحل دختران برهنه باشد، بگویید می خواهیم اعمال جنسی آزادانه با هم داشته باشیم، بگویید می خواهیم لباس و تیپ غربی بزنیم؟» این‌ها که جای خود دارد! معلوم است که این‌ها را هم می‌خواهیم! اما علاوه بر این‌ها چیزهای دیگر هم هست که می‌خواهیم! مثلاً آرامش روانی می‌خواهیم! دوست نداریم که اعدام شویم٬ دوست نداریم که سنگسار ِ دیگران را شاهد باشیم و دوست نداریم که در آمدن چشم ِ هم‌نوعان‌مان را به بهانه‌ی قصاص نظاره‌گر شویم! خاوری: آرامش روانی هر کس می تواند خودش بدست بیاورد، که یکی از اینها توسل به خدا و ایمان به خداست و وارد کردن شادی به زندگی (که هیچ ربطی درباره ی این موضوع ندارد)… دوست ندارید که اعدام شوید….. (این یکی خیلی خیلی مسخره است) چون حکومت اسلامی است و جزای مجرمان بر طبق قانون اسلامی نوشته شده است(در جاهایی هم احکام اسلام رعایت نمی شود) . سنگسار یک نوع جزا برای یک مجرم است. ۵) «آن فرهنگ، فرهنگی است که وقتی زنان برای ورزش می روند مردان به جای آنکه به خود ورزش بپردازند به زیبایی جسمی آن توجه دارند.» شما دیگر این حرف را نزنید! فرهنگ اسلامی با آن ایزولاسیونی که در مورد زنان اعمال کرده بیشتر از همه به آن‌ها جنبه‌ی فتیشیستیک داده و آن‌ها را در حدِ یک آلتِ صرفِ جنسی تنزل بخشیده! خاوری: تجربه چیزی دیگری را نشان داده است… ۶) «آن فرهنگی ست که مردم در سال زن زیبای سال را انتخاب می کنند (نگاه می کنند کدام یک از زنان زیباتر است؟؟؟)» ولله برای اینکه زن ِ زیبایِ سال را انتخاب کنند باید اول زن‌ها را نگاه کنند دیگر! شما راه بهتری بلدید؟ مثلاً از روی اثر انگشت ملکه‌ی زیبایی سال را انتخاب کنند؟ یا از روی ردِ پایِ آن‌ها انتخاب کنند چه‌طور است؟ رنگ شرت و کرست را چه طور٬ نمی‌پسندید؟ D خاوری: (این آدم واقعا یه تخته اش کمه) … یعنی تو هنوز منظور منو نگرفتی……………………… بابا به زبون بچه بهت بگم که منظورم اینه که آنهایی که ادعا می کنند که برای زنان ارزش قائلند، آنها برای جسم زن و زیبایی آن ارزش قائلند نه برای ارزش های معنوی و توانایی آن در امور اجتماعی و خانوادگی..(حالا گرفتید … هنوز نه…… بابا منظورم اینه که نباید آن را به جسم یک ابزار و یا جسم نگاه کرد)

ثمره:

اسلام شناسی بر دو نوع است: یکی آن که شخصی به مدت ۴۰ سال در حوزه علمیه قرآن و سایر متون اسلامی را ریز به ریز بخواند و یاد بگیرد. دومی آن است که به خاطر عادت و محیطی که از بچگی در آن بزرگ شده است یک نوع دلبستگی عاطفی در شخص ایجاد بکند که اسلام را بهترین چیز دنیا بداند و در خیالشن هزاران صفت نیک به آن نسبت دهد و خود را اسلام شناستر از آیت الله هایی میداند که زندگی مردم را به لجن کشیده اند.

اولی را می شود با نفی بنیانهای مدون مردود اعلام کرد، اما دومی چون بر مبنای احساسات و مسایل روحی و عاطفی است نمیتوان با استدلال رد کرد. علت دوام و بقای دین هم همین مسئله تقدس و اعتقاد است. به میزانی که در شخص یا جامعه ای علم وارد می شود تقدس و دین به تدریج کمتر و کمتر می شود.

خاوری: حرف های شما نشان از این است که شما چیزی از اسلام نمی دانید…. آن کسی که به مدت ۴۰ سال در حوزه ی علمیه به یادگیری می پردازد، همان شخص معصوم نیست و ممکن است اشتباهی از آن شخص سر بزند…. که این هیچ ربطی به موضوع نداره… و آن دومی دلبستگی عاطفی یک چیز کاملا غلط است، هیچ کس مسلمان نیست تا زمان که در شرایط کامل عقلی و بالغ ، به ایمان به خدا برسد. (خدا خود در این مورد بارها اشاره کرده است)… هیچ دینی همانند اسلام به علم و سوادآموزی تاکیید نکرده است پس این همه پیشرفت مسلمانان درس سالیان گذشته چرا از تقدس دین کمتر و کمتر نشده است؟؟؟ (شما اشتباه فهمیدید آنهایی که فرهنگ خودشان را بر شما تحمیل می کنند، آنها نمی خواهند که شما مسلمان باشید).

سردبیر:

هیچ ایرانی مسلمان نیست و هیچ مسلمانی ایرانی نیست

خاوری: خدا شما را بیامرزد مسئله دین و کشور از همه جداست ، دین یک چیز دیگری است و کشور و ملت چیزی دیگری است. (قانون من درآوردی بود)

Share and Enjoy:
  • Digg
  • Balatarin
  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • friendfeed

خوشتون اومد؟! پس حتما اینارو بخون!

۴ نظر برای ”من می گم خورشید نور داره، تو می گی نه!“

  1. حسین گفته:

    پیگیر این بحث بودم، از توجهت ممنون، ان شاا… روز به روز، در پناه خداوند منان بینش قوی تری پیدا کنیم
    تو فکر هستنم اگر وقت بشه حتما در این باره صحبت کنم.

  2. ورتیگونه گفته:

    قربان در مورد نوشته‌ی شما حرفی ندارم. البته در جواب پست من هم که نیست (به قول خودتون به خاطر نفهمی من از پست گذشتین) و در جواب کامنت‌های بقیه هست که اگر جوابی هم باشه خودشون باید بدن. فقط مزاحمتون شدم که بگم، اینکه کامنت شما در وبلاگ من با تاخیری دو ساعته منتشر شد، به این دلیل بود که نمی‌دونم چرا وردپرس اسپم تشخیصش داده بود. من به محض اینکه دیدمش منتشرش کردم.

  3. ناباور گفته:

    دوست عزیز در مورد مطلبی که زیر کامنت من گذاشتید باید بگویم که هیچ سوالی درباره دین اسلام از شما ندارم! چون اصلا این دین برایم مهم نیست! این همه ادیان خرافی مختلف در جهان هست. اسلام برای من هیچ تفاوتی با این ادیان دیگر ندارد. همه شان ادعاهای بدون مدرک دارند.

    اگر در قرآن هیچ حرفی از داستان های خرافی آدم و حوا، طوفان نوح، جن و فرشته، تبدیل شدن انسان هایی که حرمت شنبه را نگاه نداشته و ماهی گرفته بودند به بوزینه!، زندگی در شکم نهنگ (یاد پینیکیو و پدر ژپتو بخیر!) و…. و همچنین حقوق بالای زن! و نواختن کفار و… وجود نداشت و قرآن کتابی بود پر از گل و بلبل و بدون قتل و خونریزی و پر از چیزهای خوب و غیر خرافی؛ در این صورت باز هم من دلیلی برای اعتقاد به قرآن نداشتم. دلیل بیدین شدن من اصلا این چیزها نیست. دلیلش این است که اینها ادعاهای بدون مدرک هستند و در جوامع مختلف از این خرافات گوناگون پر است. و کوچکترین دلیلی برای وجود خدا و همچنین درست بودن یک دین خاص (به طور دقیق!) وجود ندارد.

    در ضمن من به وجود خدایی هم اعتقاد ندارم.
    شاد باشید

  4. خاوری گفته:

    خوب مسئله بی خدایی یه چیز دیگر است که بعدا در مورد آن می نویسم …. پست بعدی من در همین مورد است منتظر باشید

درج یک نظر

تچر آی تی